تبليغاتX
قالب وبلاگ قالب وبلاگ
EVERY THING FROM EVERY WHERE

EVERY THING FROM EVERY WHERE
 

محل درج آگهی و تبلیغات
 
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1391 توسط کیبورد

وقتی عصبانی هستید مواظب حرف زدنتان باشید

 

عصبانیت شما فروکش خواهد کرد

 

ولی حرفهایتان یک جایی باقی می مانند

 

برای همیشه . . .

 

 

 

میدانی تنهایی کجایش درد دارد !؟

 

“انکارش” . . .

 

 

 

با گفتن : “عزیزم جایت خالیست”

 

نه جای من پر می شود و نه از عمق شادی هایت کمتر

 

فقط دلخوش می شوم که هنوز بود و نبودم برایت مهم است . . .

 

 

 

سلامِ مرا به وجدانت برسان و اگر بیدار بود

 

بپرس چگونه شب ها را  آسوده می خوابد . . . ؟

 

 

 

گرچه جدا از تو ولی ، همیشه با تو زیستم

 

من و تویی نکن که من ، کسی به جز تو نیستم . . .

 

 

 

یعنی گلی که بر سر شاخه ببویمت؟

 

یا آن شراب نابی و باید بنوشمت؟

 

اصلاً چه حرفهای مفت که در شعر می زنند!

 

باید تو را بغل نموده و محکم ببوسمت

 

 

 

وقتی هستی

 

همه ‌ی هستی ‌ام را

 

با لبم

 

می‌ گذارم روی شانه ‌ات . .

 

 

 

وقتی دلت با من نیست ، بودنت مشکلی را حل نمی کند . . .

 

 

 

همیشه دوست داشتم

 

جوری در آغوشت بخوابم

 

که خدا پیدام نکند

 

خیال کند

 

اشتباهی به تو

 

دو تا روح داده است . . .

 

 

 

دیشب از دلتنگیت بغضی گلویم را شکست / گریه ای شد بر فراز آرزوهایم نشست

 

من نگاهت را کشیدم روی تاریخ غزل / تا بماند یادی از روزی که بر قلبم نشست . . .

 

 

 

تمام خنده هایم را نذر کرده ام

 

تا تو همان باشی که صبح یکی از روزهای خدا

 

عطر دستهایت ، دلتنگی ام را به باد می سپارد . . .

 

 

 

لعنت به تمام کسانی که تو نیستند ولی عطر تو را می زنند

 

 

 

دیونه

وحشی

سنگدل

ترسو

تیمارستانی

دورو

ابله

روانی

معتاد

 

حالا کلمه اول هر حرف رو کنار هم بزاری چی میشه؟

 

 

 

نفس می کشم ، تا به جای مرده ها خاکم نکنند !

 

اینگونه است حال من ، چیزی نپرس . . .

 

 

 

دور باش اما نزدیک

 

من از نزدیک بودن های دور میترسم . . .

 

 

 

میزند فقط به یاد عشقت این نبض / جز تو من به کَس نگفته بودم این رمز !

 

گر بری سفر به پای تو کنم صبر / تا چمن به زیر پای من شود سبز !

 

 

 

کاش در سینه مرا این دل دیوانه نبود / یا اگر بود اسیر غم جانانه نبود

 

رخ گل مایه سودا و گرفتاری شد / ورنه مرغ دل ما را هوس دانه نبود . .

 

 

 

من خسته شدم. بار مرا کوه نبرد / طوفان مرا کشتی آن نوح نبرد

 

این مردم ما ز غصه جوک می گویند / یعنی که کسی به دل جز اندوه نبرد

 

 

 

دلم از اینجا گرفته یه جهان تازگی می خواد

 

تب وتاب و ماجرایی , واسه زندگی می خواد

 

 

 

ببرد از من قرار و طاقت و هوش / پنیری بودم و دلبر چنان موش!

 

دل و دینم، دل و دینم ببردست / خدایا سارق دین و دلم کوش؟!

 

 

 

هر کاری که می کنیم بی سرانجام است لعنت / هر راهی که می رویم منتهی به دام است لعنت

 

برسردر عشق و دوستی باید حک کرد/ بر هر چی رفیق بی مرام است لعنت . . .

 

 

 

این تو نیستی که مرا از یاد برده ای

این منم که به یادم اجازه نمیدهم حتی از نزدیکی ذهن تو عبور کند

صحبت از فراموشی نیست ، صحبت از لیاقت است !!!

 

 

 

همیشه درد از دیگران است

گاهی از نبودنشان

گاه از بودنشان

 

 

 

در خیالم پشت سرت آب ریختم نه برای اینکه برگردی ، تا پاک شود هرچه رد پای توست از زندگی

 

 

 

نمیتونم ببخشمت ، دور شو برو نبینمت

تیکه ای بودی از دلم ، گندیدی و بریدمت

 

 

 

چه قدر تلخ شده ای !!!

آنقدر که حتی وقتی صدایت را می شنوم احساس می کنم دیگر دلم برایت نمی لرزد

 

 

 

من ، تو : ما

یادت هست ؟

ولی تمام شد

حالا چی ؟ تو ، او : شما

من هم به سلامت

 

 

 

فکر می کردم تو همدردی ، اما نه ! تو هم دردی

 

 

 

هرگز نگو که دوست داری ، اگر حقیقتاً بدان اهمیت نمی دهی

درباره احساست سخن نگو ، اگر واقعا وجود ندارد

هرگز دستی را نگیر وقتی قصد شکستن قلبش را داری

هرگز نگو برای همیشه وقتی می دانی که جدا می شوی

هرگز به چشمانی نگاه نکن وقتی قصد دروغ گفتن داری

هرگز سلامی نده وقتی می دانی که خداحافظی در پیش است

قلبی را قفل نکن وقتی کلیدش را نداری

به کسی نگو که تنها اوست وقتی در فکرت به او خیانت میکنی

 


نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391 توسط کیبورد

یک پزشک و یک مهندس در یک مسافرت طولانى هوائى کنار یکدیگر در هواپیما نشسته بودند.
پزشک رو به مهندس کرد و گفت: مایلى با همدیگر بازى کنیم؟
مهندس که می‌خواست استراحت کند محترمانه عذر خواست و رویش را به طرف پنجره برگرداند و پتو را روى خودش کشید. پزشک دوباره گفت: بازى سرگرم‌کننده‌اى است. من از شما یک سوال می‌پرسم و اگر شما جوابش را نمی‌دانستید ۵ دلار به من بدهید. بعد شما از من یک سوال می‌کنید و اگر من جوابش را نمی‌دانستم من ۵ دلار به شما می‌دهم. مهندس مجدداً معذرت خواست و چشمهایش را روى هم گذاشت تا خوابش ببرد. این بار، پزشک پیشنهاد دیگرى داد.
گفت: خوب، اگر شما سوال مرا جواب ندادید ۵ دلار بدهید ولى اگر من نتوانستم سوال شما را جواب دهم ٥٠ دلار به شما می‌دهم. این پیشنهاد چرت مهندس را پاره کرد و رضایت داد که با پزشک بازى کند.
پزشک نخستین سوال را مطرح کرد: «فاصله زمین تا ماه چقدر است؟» مهندس بدون اینکه کلمه‌اى بر زبان آورد دست در جیبش کرد و ۵ دلار به پزشک داد.
حالا نوبت خودش بود. مهندس گفت: «آن چیست که وقتى از تپه بالا می‌رود ۳ پا دارد و وقتى پائین می‌آید ۴ پا؟» پزشک نگاه تعجب آمیزى کرد و سپس به سراغ کامپیوتر قابل حملش رفت و تمام اطلاعات موجود در آن را مورد جستجو قرار داد. آنگاه از طریق مودم بیسیم کامپیوترش به اینترنت وصل شد و اطلاعات موجود در کتابخانه کنگره آمریکا را هم جستجو کرد. باز هم چیز بدرد بخورى پیدا نکرد. سپس براى تمام همکارانش پست الکترونیک فرستاد و سوال را با آنها در میان گذاشت و با یکى دو نفر هم گپ زد ولى آنها هم نتوانستند کمکى کنند.
بالاخره بعد از ۳ ساعت، مهندس را از خواب بیدار کرد و ٥٠ دلار به او داد.
مهندس مودبانه ٥٠ دلار را گرفت و رویش را برگرداند تا دوباره بخوابد. پزشک بعد از کمى مکث، او را تکان داد و گفت: «خوب، جواب سوالت چه بود؟» مهندس دوباره بدون اینکه کلمه‌اى بر زبان آورد دست در جیبش کرد و ۵ دلار به پزشک داد و رویش را برگرداند و خوابید!!!!


نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 توسط کیبورد

از بدو تولد موفق بودم، وگرنه پام به این دنیا نمی رسید

از همون اول کم نیاوردم، با ضربه دکتر چنان گریه‌ای کردم

که فهمید جواب «های»، «هوی» است.

هیچ وقت نگذاشتم هیچ چیز شکستم بدهد،

پی‌درپی شیر میخوردم و به درد دلم توجه نمی کردم!

این شد که وقتی رفتم مدرسه از همه هم سن و سالهای خودم

بلندتر بودم و همه ازم حساب می‌بردند.

هیچ وقت درس نخوندم، هر وقت نوبت من شد که برم پای تخته

زنگ می‌خورد. هر صفحه‌ای از کتاب را

که باز می کردم، جواب سوالی بود که معلمم از من می‌پرسید.

این بود که سال سوم، چهارم دبیرستان که بودم،

معلمم که من را نابغه می‌دانست منو فرستاد المپیاد ریاضی!

تو المپیاد مدال طلا بردم! آخه ورق من گم شده بود

و یکی از ورقه‌ها بی اسم بود،

منم گفتم اسممو یادم رفته بنویسم!

بدون کنکور وارد دانشگاه شدم هنوز یک ترم نگذشته بود

که توی راهروی دانشگاه یه دسته عینک پیدا کردم،

اومدم بشکنمش که خانمی سراسیمه خودش را به من رسوند

و از این که دسته عینکش رو پیدا کرده بودم حسابی تشکر کرد

و گفت: نیازی به صاف کردنش نیست زحمت نکشید

این شد که هر وقت چیزی از زمین برمی‌داشتم، یهو جلوم سبز می شد

و از این که گمشده‌اش را پیدا کرده بودم حسابی تشکر می کرد.

بعدا توی دانشگاه پیچید: دختر رئیس دانشگاه، عاشق ناجی‌اش شده،

تازه فهمیدم که اون دختر کیه و اون ناجی کیه!

یک روز که برای روز معلم برای یکی از استادام گل برده بودم

یکی از بچه‌ها دسته گلم رو از پنجره شوت کرد بیرون، منم سرک کشیدم

ببینم کجاست که دیدم افتاده تو بغل اون دختره! خلاصه این شد

ماجری خواستگاری ما و الان هم استاد شمام! کسی سوالی نداره؟


نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391 توسط کیبورد

متشکرم:

برای همه وقت هایی که مرا به خنده واداشتی.

برای همه وقت هایی که به حر ف هایم گوش کردی.

برای همه وقت هایی که به من شهامت و جرأت دادی.

برای همه وقت هایی که با من شریک شدی.

برای همه وقت هایی که با من به گردش آمدی.

برای همه وقت هایی که خواستی در کنارم باشی.

برای همه وقت هایی که به من اعتماد کردی.

برای همه وقت هایی که مرا تحسین کردی.

برای همه وقت هایی که باعث راحتی و آسایش من هستی.

برای همه وقت هایی که گفتی "دوستت دارم".

برای همه وقت هایی که در فکر من بودی.

برای همه وقت هایی که برایم شادی آوردی.

برای همه وقت هایی که به تو احتیاج داشتم و تو با من بودی.

برای همه وقت هایی که دلتنگم بودی.

برای همه وقت هایی که به من دلداری دادی.

 برای همه وقت هایی که در چشمانم نگریستی و صدای قلبم را شنیدی.

به خاطرهمه این ها، هیچ وقت فراموش نکن که:

همیشه برای گوش دادن به حرف هایت آمادگی دارم.

همیشه پشتیبانت هستم.

من مثل کتابی گشوده برایت خواهم بود.

فقط کافی است چیزی از من بخواهی، بلافاصله از آن تو خواهد شد.

می خواهم اوقاتم را در کنار تو باشم.

من کاملاً به تو اطمینان دارم و تو امین من هستی.

در دنیا تو از هر چیزی برایم مهمتر هستی.

همیشه دوستت دارم، چه به زبان بیاورم چه نیاورم.

همین الان در فکر تو هستم.

تو همیشه برای من شادی می آوری به خصوص وقتی که لبخند بر لب داری.

من همیشه برای تو این جا هستم و دلم برایت تنگ است.

هر وقت که احتیاج به درد و دل داشتی روی من حساب کن.

تو در تمام ضربان های قلبم حضور داری.

 

 


نوشته شده در تاريخ دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391 توسط کیبورد
قبل از ازدواج

پسر: بالاخره موقعش شد. خیلی انتظار کشیدم.

دختر: می‌خوای از پیشت برم؟
پسر: حتی فکرشم نکن!
دختر: دوسم داری؟
پسر: البته! هر روز بیشتر از دیروز!
دختر: تا حالا بهم خیانت کردی؟
پسر: نه! برای چی می‌پرسی؟
دختر: منو می‌بوسی؟
پسر: معلومه! هر موقع که بتونم.
دختر: منو می‌زنی؟
پسر: دیوونه شدی؟ من همچین آدمی‌ام؟!
دختر: می‌تونم بهت اعتماد کنم؟!
پسر: بله.
دختر: عزیزم
.
.
.

بعد از ازدواج


کاری نداره فقط متن قبلی رواز پایین به بالا بخون !!!!؛


نوشته شده در تاريخ یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391 توسط کیبورد

فهمیدن و نفهمیدن

تو هرچه می خواهی باش ، اما ... آدم باش !!!

چقدر نشنیدن ها و نشناختن ها و نفهمیدن ها است كه به این مردم،

آسایش و خوشبختی بخشیده است !!!

مگر نمی دانی بزرگ ترین دشمن آدمی فهم اوست؟

پس تا می توانی خر باش تا خوش باشی.

امروز گرسنگی فكر ، از گرسنگی نان فاجعه انگیزتر است .

برای خوشبخت بودن ، به هیچ چیز نیاز نیست جز به نفهمیدن !


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391 توسط کیبورد

 عقل و عشق

 

آنگاه راهبه از نو برخاست و گفت ای روشن ضمیر با ما از ماهیت عقل و عشق سخن بگوی

پیامبر گفت :

روح شما اغلب میدان نبردی است که در آن عقل و منطق با شوق و عشق در جنگ و ستیزند.

کاش می توانستم در میدان روح شما میانجی باشم و این رقابت و ناهماهنگی را میان قوای قدسی وجودتان به وحدت و آهنگ بدل کنم.

اما چگونه در این کار توفیق خواهم یافت،  مگر آنکه شما خود در این میانه صلح آفرین باشید و عاشق همه ارکان هستی خویش. 

ودریابید که عقل سکان و عشق بادبان کشتی روح شماست

اگر سکان یا بادبان کشتی شما بشکند ،یا دستخوش امواج و تلاطم دریا خواهید شد و یا در وسط اقیانوسی بی حرکت بر جای خواهید ماند. .

اگر عقل به تنهایی در وجود شما فرمانروا شود ، شما را زندان و زنجیر خواهد بود،و عشق اگر در سایه ی عنایت عقل نباشد شعله ای  است که خودرا خاکستر خواهد کرد. پس بگذارید که روح شما عقل را تا عرش عشق تعالی بخشد تا او نیز بتواند به شادی آواز سر دهد

و بگذارید روح شما شعله عشق را با عقل هدایت کند تا عشق با رستاخیز روزانه اش هر بامداد همچون ققنوس آتش زاد از خاکستر وجود خویش بال به آسمان کشد.

شایسته آن است که منطق و شوق  یا عقل و عشق همچون دو مهمان عزیز در خانه ی شما با هم زندگی کنند

بی گمان شما مهمانی را گرامی تر از مهمان دیگر نخواهید داشت زیرا هرکس به یکی از این دو عنایت بیشتر کند مهرو ایمان هر دو از دست خواهد.

هنگامی که در میان تپه ها در سایه ی سپیدار ها می نشینید و در فضای امن و آرامش مزارع و چمنزار های دور دست سهیم می شوید بگذارید قلب شما در سکوت بگوید که خداوند بر سریر عقل نشسته است

و هنگامی که طوفان از راه می رسد و باد های سخت جنگل را می لرزاند و رعدو برق از شکوه و عظمت آسمان حکایت میکند بگذارید قلب شما با هیبت و هراس بگوید خداوند در طوفان عشق حرکت می کند

و چون شما نیز نسیمی از سپهر خداوندی و برگی از جنگل الهی هستید باید که در عقل ساکن باشید و در شوق حرکت کنید.


نوشته شده در تاريخ جمعه چهاردهم بهمن 1390 توسط کیبورد
اما چه رنجی است لذت ها را تنها بردن و چه زشت است زیبایی ها را تنها دیدن و چه بدبختی آزاردهنده ای است تنها خوشبخت بودن در بهشت تنها بودن سخت تر از کویر است
وقتی خواستم زندگی کنم، راهم را بستند.وقتی خواستم ستایش کنم، گفتند خرافات است.وقتی خواستم عاشق شوم گفتند دروغ است.وقتی خواستم گریستن، گفتند دروغ است.وقتی خواستم خندیدن، گفتند دیوانه است.دنیا را نگه دارید، میخواهم پیاده شوم
اگر قادر نیستی خود را بالا ببری همانند سیب باش تا با افتادنت اندیشه‌ای را بالا ببری
به سه چیز تکیه نکن ، غرور، دروغ و عشق.آدم با غرور می تازد،با دروغ می بازد و با عشق می میرد
رقص اشکهایم را بر گونه هایم در اینه می نگرم و صدای عشق بازی باد را بر روی برگهای درخت حس می کنم و خدا را می خوانم
عمری گداختن از غم نبودن کسی که، تا بود، از غم نبودن تو می گداخت

کسی که خواب باشد را اگر صدا کنیم بیدار میشود اما هستند کسانی که خود را به خواب زده اند و با هیچ صدایی بیدار نمیشوند
من به اندازه ی یک ابر دلم می گیرد،وقتی از پنجره بر پوچی افکار جهان می نگرم-
باتو،همه ی رنگهای این سرزمین مرا نوازش می کند
باتو،آهوان این صحرا دوستان همبازی من اند
باتو،کوه ها حامیان وفادارخاندان من اند
باتو،زمین گاهواره ای است که مرا در آغوش خود می خواباند
ابر،حریری است که برگاهواره ی من کشیده اند
وطناب گاهواره ام را مادرم،که در پس این کوه هاهمسایه ی ماست در دست خویش دارد باتو،دریا با من مهربا نی می کند
باتو، سپیده ی هرصبح بر گونه ام بوسه می زند
باتو،نسیم هر لحظه گیسوانم را شانه می زند
باتو،من با بهار می رویم
باتو،من در عطر یاس ها پخش می شوم
باتو،من درشیره ی هر نبات میجوشم
باتو،من در هر شکوفه می شکفم
باتو،من درمن طلوع لبخند میزنم،درهر تندر فریاد شوق میکشم،درحلقوم مرغان عاشق می خوانم در غلغل چشمه ها می خندم،درنای جویباران زمزمه می کنم
باتو،من در روح طبیعت پنهانم
باتو،من بودن را،زندگی را،شوق را،عشق را،زیبایی را،مهربانی پاک خداوندی را می نوشم
باتو،من در خلوت این صحرا،درغربت این سرزمین،درسکوت این آسمان،درتنهایی این بی کسی،
غرقه ی فریاد و خروش وجمعیتم،درختان برادران من اند و پرندگان خواهران من اند وگلها کودکان من اند و اندام هر صخره مردی از خویشان من است و نسیم قاصدان بشارت گوی من اند وبوی باران،بوی پونه،بوی خاک،شاخه ها ی شسته، باران خورده،پاک،همه خوش ترین یادهای من،شیرین ترین یادگارهای من اند.
بی تو،من رنگهای این سرزمین را بیگانه میبینم
بی تو،رنگهای این سرزمین مرا می آزارند
بی تو،آهوان این صحرا گرگان هار من اند
بی تو،کوه ها دیوان سیاه و زشت خفته اند
بی تو،زمین قبرستان پلید و غبار آلودی است که مرا در خو به کینه می فشرد
ابر،کفن سپیدی است که بر گور خاکی من گسترده اند
وطناب گهواره ام را از دست مادرم ربوده اند و بر گردنم افکنده اند
بی تو،دریا گرگی است که آهوی معصوم مرا می بلعد
بی تو،پرندگان این سرزمین،سایه های وحشت اند و ابابیل بلایند
بی تو،سپیده ی هر صبح لبخند نفرت بار دهان جنازه ای است
بی تو،نسیم هر لحظه رنج های خفته را در سرم بیدار میکند
بی تو،من با بهار می میرم
بی تو،من در عطر یاس ها می گریم
بی تو،من در شیره ی هر نبات رنج هنوز بودن را و جراحت روزهایی را که همچنان زنده خواهم ماند لمس می کنم.
بی تو،من با هر برگ پائیزی می افتم.بی تو،من در چنگ طبیعت تنها می خشکم
بی تو،من زندگی را،شوق را،بودن را،عشق را،زیبایی را،مهربانی پاک خداوندی رااز یاد می برم
بی تو،من در خلوت این صحرا،درغربت این سرزمین،درسکوت این آسمان،درتنهایی این بی کسی،نگهبان سکوتم

درختان هر کدام خاطره ی رنجی،شبح هر صخره،ابلیسی،دیوی،غولی،گنگ وپرکینه فروخفته،کمین کرده مرا بر سر راه،باران زمزمه ی گریه در دل من،
بوی پونه،پیک و پیغامی نه برای دل من،بوی خاک،تکرار دعوتی برای خفتن من،
شاخه های غبار گرفته،باد خزانی خورده،پوک،همه تلخ ترین یادهای من،تلخ ترین یادگارهای من اند.
….این عزاداری نیست که ما برای امام حسین انجام میدهیم بلکه این عمل شکمی از عزا در آوردن است.
خداوندا!
به هر آنکس که دوست میداری،بیاموز
که عشق از زندگی کردن برتر است و
به هر آنکس که بیشتر دوست میداری،
بچشان که دوست داشتن ازعشق والاتراست.

نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد
نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت
ولی بسیار مشتاقم
که از خاک گلویم سوتکی سازد
به دست کودکی گستاخ و بازیگوش
و او یک ریز،ولی پی در پی و آرام،دم گرم خودش را در گلویم سخت نقشبارد
و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد.
در بیکرانه ی زندگی دو چیز است که افسونم میکند:
آبی آسمان که میبینم و میدانم که نیست
و خدایی که نمیبینم ومیدانم که هست.
مادرم می گفت که عاشقی یک شب است و پشیمانی هزار شب اما حالا هزار شب است که پشیمانم که چرا یک شب عاشقی نکردم.
اگر تنها ترین تنهایان شوم باز هم خدا هست او جانشین تمام نداشتنهای من است.
زنده بودن را به بیداری بگذرانیم که سالها به اجبار خواهیم خفت.


نوشته شده در تاريخ جمعه چهاردهم بهمن 1390 توسط کیبورد


گناه افشا شدن یک راز به گردن کسی است که اولین بار آن را به دیگری سپرده است . کنکور


بله ، در هر چهار یا پانصد سال یکبار ، وحشیگری برای جامعۀ بشری از جملۀ واجبات است ، در غیر این صورت دنیا از فرط تمدن خواهد ترکید . کنکور


حقیقت سرچشمه ایست که علی الدوام جاریست و سرزمین افکار را سیراب می کند و هیچوقت بر نمی گردد ، زیرا اگر آب چشمه به عقب برگردد مردابی کثیف می شود . میلتون


ساده باش ، آهوی دشت زندگی ، خیلی زود با نیرنگ می میرد . اُرد بزرگ


تنها با اشخاص موافق معاشرت کنیم,چرا که کسی به مخالف احتیاج ندارد. میوست


پیوسته باید مواظب سه چیز باشیم . وقتی تنها هستیم مواظب افکار خود ، وقتی با خانواده هستیم مراقب اخلاق خود و وقتی که در جامعه می باشیم مواظب زبان خود . مادام داستال


اگر می خواهید صلح را حفظ کنید با داشتن برتری و مزایا حاضر به پیکار باشید این نکته در کتابهای بسیاری به کار رفته ولی در عمل هنوز ناشناخته و مجهول است. کوندیلاک


کسی که خرد ندارد همواره از کرده های خویش پشیمان و در رنج است . فردوسی خردمند


اشخاص موفق از عمل باز نمی ایستند. اشتباه می کنند، اما دست نمی کشند. کنراد هیلتون


آبادی یک کشور ار روی نسبت آزادیش سنجیده میشود نه از روی حاصلخیزیش . مونتسکیو


جشن های بزرگ انگیزه افزایش باروری و پویایی آدمیان می شود . اُرد بزرگ


اگر از انسان آرزو و خواب گرفته شود ، بیچاره ترین موجود روی زمین است. کانت


اگر کمتر به غیر ممکن عقیده مند باشیم خیلی کارها خواهیم کرد. مال اشربر


خاموش باشیم، زیرا آنگاه است که صدای نجوای خدا را خواهیم شنید.رلف والدو اوسن


تنبیه در هنگام خشم ، اصلاح نیست بلکه انتقام است . مونت نین


تا از قلب دشواریها گذر نکنی هرگز توان و قدرت نیابی. کولین مک کارتی


دیوان که فرمانروا و دست دراز شدند سخن از نیکی را هم باید مانند راز گفت . فردوسی خردمند


مردی نه اینستکه حمله آورد ، بلکه مردی آنستکه در وقت خشم خود را بر جای بدارد و پای از حد انصاف بیرون ننهد . سعدی


کامیابی تنها در این است که بتوانی زندگی را به شبوه خود سپری کنی. کرستوفر مورلی


کسیکه فقط یک دین را می شناسد دین دار نیست . ماکس مولر


خوشبختی زمانی حاصل می شود که شما به کاری که انجام می دهید اعتقاد داشته باشید ، آن را خوب بشناسید و دوست داشته باشید . برایان تریسی

برای آنکه تاریخ تا ابد دروغ باشد کافی است که یک نفر حقایق را کتمان کند . میشله


کار ، بهترین تسکین دهنده ، افکار پریشان ، و غم است . اُرد بزرگ


جنبش تساوی خواهی زنان موجب می شود زن از زنانه ترین غرایز خود دور می شود . فردریش نیچه


هر شکست لااقل این فایده را دارد که انسان یکی از راههایی را که به شکست خوردن منتهی می شود را می شناسد. لاورنس


اگر جانبازی جوانان ایران نباشد نیروی دهها نادر هم به جای نخواهد رسید . نادر شاه افشار


آیا در گذشته خود را درگیر کاری کرده اید که اگر اطلاعات امروزتان را داشتید حاضر نمی شدید به آن تن دهید ؟ . برایان تریسی

همیشه کسانی از زندگی شکایت می کنند که چیزهای غیر ممکن خواسته اند . رنان


اگر می خواهی دوستیت پا برجا بماند هیچ گاه با دوستت شریک مشو . اُرد بزرگ


زندگی بازیچۀ دست اقبال نیست ، بلکه فرصت عظیمی است که باید از ان استفاده کرد و مغتنمش شمرد . مارون


بشریت آنقدر که از فکر حوادث ناراحت می شود ، از خود آن حوادث زحمت نمی بیند . مونتی


این کار خلاقه را تمرین کنید که بتوانید کارهایی را که دیگر برایتان اهمیت ندارد رها کنید . برایان تریسی

هنگامی که سیبی را با دندانهای خود له می کنی در قلب خویش به آن بگو :دانه ها و ذرات تو در کالبد من به زندگی ادامه خواهند داد. شکوفه هایی که باید از دانه هایی تو سر زند ، فردا در قلب من شکوفا می شود .عطر دل انگیز تو ، توام با نفسهای گرم من به عالم بالا صعود خواهد کرد ، و من و تو در تمام فصلها شاد و خرم خواهیم بود. جبران خلیل جبران


رایزنی که کار ، اجرایی می کند ، قابل اعتماد نیست . اُرد بزرگ


به هر اندازه که زن آرام و مطیع و با عصمت و با عفت است ، به همان اندازۀ قدرت فرمانروایی او شدیدتر و استوارتر است . میشله


همیشه از خودتان بپرسید : با ارزش ترین استفاده ای که در حال حاضر می توانم از وقتم بکنم چیست ؟ . برایان تریسی


انسان بر اثر نداشتن حوصله کارش به طلاق می کشد و بر اث نداشتن حافظه دوباره ازدواج می کند . مارسل گرانشو


چه نشانی از بد اندیش بجاست ؟ هیچ . اُرد بزرگ

 


نوشته شده در تاريخ جمعه چهاردهم بهمن 1390 توسط کیبورد

دوست داشتن   ممکنه نتونيم چيزائي که دوست داريمو داشته باشيم ولي مي تونيم چيزائي که داريمو دوست داشته باشيم.

 

انتخاب دوست   کسي رو براي دوستي انتخاب کن که اونقدر قلبش بزرگ باشه که نخواي براي اينکه تو قلبش جائي داشته باشي خودت رو کوچيک کني


حتماادامه مطلب را هم بخوانید(یعنی خواهشا)

 

اميد   هيچوقت به خدا نگوييد: من يك مشكل بزرگ دارم
به مشكلتان بگوييد: من يك خداي بزرگ دارم

 

عشق   عشق خيس شدن دو دلدار در زير باران نيست...عشق اينست که من چترم را روي دلدار بگيرم واو نبيند....نبيند وهرگز نداند که چرا در زير باران خيس نشد.....

 

نگاه   سعي نکن عظمت در نگاه تو باشد.....................سعي کن عظمت در آن چيزي باشد که به آن مي نگري..........

 

 

از خدا خواستن   از خدا خواستن شجاعت است بدهد نعمت است ندهد حکمت. از بنده خواستن حماقت است بدهد منت است ندهد ذلت

 

 

سخني از ناپلئون    هرگز اشتباه نکن ....اگر اشتباه کردي ... تکرار نکن
اگر تکرار کردي ... اعتراف نکن
اگر اعتراف کردي ... التماس نکن
اگر التماس کردي ... ديگر زندگي نکن

 

 

ژيد   عظمت واقعي در آن نيست كه هرگز سقوط نكنيم ؛ بلكه در آن است كه هر بار سقوط كرديم، دوباره برخيزيم . ( ژيد)

 

 

 به دلمون ياد بديم   ما نمي تونيم به دلمون ياد بديم كه نشكنه ولي ميتونيم به دلمون ياد بديم كه اگه شكست لبه هاي تيزش دست اوني رو كه شكستش نبره .

 

 

دنيا   دنيا دو روز است
يک روز با تو و روز ديگر عليه تو روزي که با توست مغرور مشو و روزي که عليه توست نااميد مگرد
زيرا هر دو پايان پذيرند
امام علي(ع)

 

 

وصال   مي گويند لذ تي كه در فراق است در وصال نيست چون در فراق شوق وصال است و در وصال بيم فراق......

 

 

خوشبختي
لحظات را طي کرديم تا به خوشبختي برسيم اما وقتي رسيديم فهميديم خوشبختي همان لحظات بود



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ یکشنبه نهم بهمن 1390 توسط کیبورد
دنیای امروز دنیای ارتباطات است و افرادي موفق هستند كه ارتباطات قوي وقدرتمندي دارند. شاید بتوان گفت بيش از 80درصد از موفقیتهای ما به كيفيت روابطمان بستگي دارد . وقتی ما بتوانیم ارتباطی قوي  و صمیمانه برقرار کنیم ؛ بالطبع ما سريع تر و راحت تر  به اهداف و آرزوهاي خود مي رسيم.

فکر می کنم خود شما بارها شاهد بوده اید که اشخاصی در کمترین زمان ، چنان در دیگران تاثیر مثبت و خوبی گذاشته اند که به راحتی برای در خواستهایی بزرگ پاسخ مثبت دریافت کرده اند و حال آنکه افراد دیگری ، علی رغم ارتباط طولانی چنین شانسی نداشته اند !!!فكر مي كنيد چرا نتايج متفاوت بوده  است؟ نوع برقراري ارتباط آنها با هم متفاوت بوده است.

بطور كلي افراد از نظر ارتباطي به سه دسته 1-بصري 2-سمعي3-لمسي تقسيم مي شوند .

افراد بصری :

افرادی هستند که بیشتر به کیفیتهای دیداری توجه دارند و تصاویر برایشان بیشتر جلب نظر می کند . از آنچه دیده اند و مي بينند صحبت می کنند . هیجانی تر و سریعتر از افراد ديگر صحبت می کنند . از حرکات دست بسیار استفاده می کنند و می کوشند سخنان خود را با حرکات به تصویر بکشند. چون سرعت کلامشان با سرعت تصاویر متحرک ذهنی شان برابر نیست ، معمولا ً برای بیان اندیشه های خود شتاب دارند ، برخی کلمات را حذف می کنند و آنچه را می گویند به گونه ایست  که مخاطب تصویر آن را در ذهن خود ببیند . افراد بصری به رفتار و ظاهر ما و هر آنچه را كه  به چشم می آید ، بیشتر توجه می کنند .و ظاهری آراسته برایشان بسیار با اهمیت است . بصری ها عاشق گل اند . دوستدار هدیه اند . و در آرشيو كردن عكس و فيلم استعداد خارق العاده اي دارند.

ذهنشان بر اساس تصاوير مي انديشد و آنچه را كه ببيند در الويت قرار مي دهد نه آنچه را كه بشنوند.

تكيه كلام آنها هميشه بر اساس تصاوير هست مثل"چه منظره زيبائي ،چه غروبي،قشنگ،زيبا،خوش تيب و.."

افراد سمعي:

افراد سمعي جهان را با اصوات و الحان و موسيقي درک مي کنند، شنوائي بر آنها حاکم است براي

ايجاد انگيزه، عاشق شدن، يا انجام هر کاري، اولين کانال تحريک کننده و برانگيزاننده آنها شنيدن (گوش) است. (برخلاف افراد بصري که بايد ببيند) اينها دوست دارند مطلبي را هزار بار بشنوند تا ببينند.
ريتم کلام افراد سمعي داراي ضرب و آهنگ و طنين خاصي است، شمرده و موزون حرف مي زنند نسبت به کلماتي که از دهانشان خارج مي شود وسواس دارند. افراد سمعي در سخن گفتن سرعت متوسطي دارند اينها دوست دارند پيام محبت آميز و عشق و علاقه شان را به طرف مقابل بگويند، زبان اينها زبان صوت و کلام است. اگر کسي آنها را دوست داشته باشد بايد بگويد عزيزم تو را دوست دارم تا پيام را درک کنند آن هم با لحن عاشقانه و دوست داشتني.

افراد سمعي فقط با حرف زدن متقاعد مي شوند و به موسيقي و آواز و حرف زدن اهميت و ارزش خاصي مي دهند.

،. تکيه کلامهاي مثل " بشنو، گوش کن، چه صداي گوش خراشي، وزوز، چه موسيقي خوشي، خوش صدا و..."

افراد لمسي:

این افراد ؛ بیشتر به کیفیتهای لمسی توجه می کنند . از آنچه لمس کرده اند بیشتر حرف می زنند و هیجانشان خیلی کم است . خیلی آرام اند . حتی یک نوع رخوت و سستی را می توان درآنها دید . احساس آنها از دیگران عمیق تر است و در ملایمت آنها متانت نیز هست.

لمسي ها، افرادي درونگرا، سنگين و منطقي هستند و امور را به صورت لمسي دروني و احساس دروني،
درك مي كنند. انتخابهايشان سنگيني، محکمي، ثبات و آهستگي را مد نظر دارند و غالبا به کندي حرف مي زنند، گوئي براي يافتن کلمات و جملا ت، مدتي در درون ذهن خويش مي گردند.

لمسی ها را باید در آغوش کشید . دستانشان را به گرمی فشرد و دست تحسین و صمیمیت بر پشتشان زد.

افراد لمسي در تکيه کلا مهايشان کلمات لمسي را به کار مي برند از جمله، قابل دسترس، سخت، سنگين، سبک، چقدر دلنشين، چه لطيف، چه زبر، چه آدم خشک و بي انعطافي، جملا تي چون «گوئي دنيا بر سرم خراب شده يا اين درس چون کوه مقابلم است و چه سرد و بي روحي.

نكته قابل توجه اينكه اين مشخصه هر سه گروه توي تمام انسانها ديده مي شوند ولي هميشه يك حس بر حسهاي ديگر برتر و  غالب است .

و يك سوال بزرگ و اساسي كه زياد از من سوال مي شود: چگونه متوجه بشويم طرف مقابل ما جزو كدام دسته هست ؟يا بعضا سوال مي كنند كه من سمعي هستم يا بصري؟در اينجا با يك تكنيك بسيار كاربردي  به جوابتون خواهيد رسيد.

افراد نسبت به حس غالب خودشون اطلاعات را در مغزثبت و بايگاني مي كنند و در زمان نياز بر همان اساس جستجو و بررسي مي كند بطور مثال يك فرد بصري هر زمان كه از او سوال كنيد كه مجبور شود به اطلاعات  بايگاني شده در مغز خود روجوع كند او بدنبال تصاوير در مغز مي گردد.و راز بزرگ همينجاست كه در آن زمان كافي است شما به مردمك چشمهاي طرف مقابلتان نگاه كنيد و بفهميد طرف مقابل شما جزوه كدام دسته ارتباطي مي باشد (بالا: بصري ، گوشه ها: سمعي ، پايين: لمسي) و چون طرف مقابل شما بصري بوده مردمك چشم او بسمت بالا مي رود.


و در پايان اميد وارم اين تكنيك بسيار كاربردي و مفيد را در ارتباطات خود استفاده كنيد و بعد از شناسايي طرف مقابل خود بر همان اساس ارتباطتان را ادامه دهيد بعنوان مثال اگر طرف مقابلتان بصري بود به آن تصاوير و نمودار هاي مختلف نشان دهيد يا اگر سمعي بودسعي كنيد با آن حرف بزنيد و يا اگر لمسي بود در صورت امكان آن را لمس كنيد و درغير اينصورت بر اساس احساسات با آن صحبت كنيد تا طرف مقابل حرف و نظر شما را درك و بفهمد و شما نيز خيلي سريع در طرف مقابل نفوذ كرده و در نتيجه ارتباط قوي و موثري داشت باشيد .


با كمال احترام

من جزودسته سوم یا همون لمسی ام


نوشته شده در تاريخ یکشنبه نهم بهمن 1390 توسط کیبورد
دروغ عبارتست از یک عامل روانی- اجتماعی مانند تلفظ شفاهی یا غیر شفاهی که با آن فرد سعی می کند به طور کم و بیش عمدی، ایمان نامشابه به آنچه که سازنده آن به حقیقتش مومن است در ذهن دیگران وارد کند….

دروغ معمولا بیانی خلاف واقع و یا کتمان یک واقعیت است و عملی است که فرد کم و بیش به طور عمدی سعی می کند گفتار یا عمل نادرست را در ذهن دیگران درست و حقیقی جلوه دهد. دروغ در واقع سخن و مطلبی است که مطابق با واقع و حقیقت نیست یعنی بین آنچه که توسط فرد بیان می شود و آنچه در جهان خارج وجود دارد در رابطه منطقی و صحیح وجود ندارد.

دروغ گویی یک صفت ناپسند است که بعضی از افراد بدان مبتلا هستند و در میان بعضی چنان شایع است که گویی به صورت عادت تلقی می شود .

اکثر والدین از این امر شکایت دارند که علی رغم این که تمام امکانات خود را برای تربیت صحیح فرزندشان بکار برده اند و برای راست گویی آنان از هیچ کوششی دریغ نورزیده اند، با این وجود، فرزندشان دروغ می گوید . باید توجه داشت که این لغزش از دوران کودکی پایه گذاری شده است; زیرا وقتی کودک در روزهای اول زندگی توانایی سخن گفتن را پیدا می کند و قادر به حرف زدن می شود، حتی اگر دروغ بگوید، چون سخن او برای والدین شیرین است، در نتیجه، با خنده و شادی از او استقبال کرده و او را مورد تشویق قرار می دهند; غافل از این که همین امر موجب رشد این نابهنجاری در کودک می شود و بدین سان شخصیت کودک شکل می گیرد .

دروغ معمولا بیانی خلاف واقع و یا کتمان یک واقعیت است و عملی است که فرد کم و بیش به طور عمدی سعی می کند گفتار یا عمل نادرست را در ذهن دیگران درست و حقیقی جلوه دهد

دروغ گویی بیشتر جنبه آموختنی(اکتسابی) دارد زیرا انسان ها فطرتا و ذاتا دروغگو نیستند، بلکه دروغگویی را از محیط زندگی خود مانند خانواده، مدرسه و بطور کلی از اجتماع آموخته اند. حتی می توان به جرات گفت که پایه و اساس دروغگویی (بخصوص در کودکان و نوجوانان) از خانواده شروع می شود.

از سن ۵ یا ۶ سالگی به بعد افراد از نظر رشد ذهنی به مرحله ای می رسند که به تدریج می توانند حرف راست را از دروغ تشخیص دهند. از این دوره به بعد صفت دروغگویی در بعضی از افراد شکل می گیرد و گاهی بر اثر شدت زیاد به شکل بیماری در می آید که قسمتی از شخصیت فرد را تشکیل می دهد.
دروغگویی
پیامدهای دروغ گویی

دروغ گویی مانند سایر بیماری های روانی و عاطفی، ابتدا از یک مساله ساده کوچک آغاز می شود و چنان چه به موقع درمان نشود، به یک بیماری روحی تبدیل می شود که مشکلات بسیاری را برای فرد مبتلا و دیگران فراهم می سازد . از نظر روانی، دروغ گویی برقرار کردن نوعی رابطه بیمار گونه با دیگران است که علاوه بر شخص، دیگران را نیز دچار ناراحتی و مشکل می کند . دروغ گویی عامل اصلی فسادهای دیگر است، به طوری که شاید بتوان گفت کلید ورود به سایر فسادهاست . «در یک کنفرانس سراسری آموزش و پرورش در سانفرانسیسکو گفته شد، تا وقتی که مدارس آمریکا نتوانند نسلی که دروغ نگوید، افترا نزند، قانون نشکند و به حقوق دیگران تجاوز نکند، به وجود آورند، نمی توانند خود را موفق بدانند . تدریس، خواندن، نوشتن، دانش، و هنر کافی نیست و نمی تواند هدف اصلی آموزش و پرورش باشد، بلکه مهم ترین وظیفه آموزش و پرورش، تدریس دروغ نگفتن است که عامل اصلی تمام فسادهاست .»

دروغ گویی مانند سایر بیماری های روانی و عاطفی، ابتدا از یک مساله ساده کوچک آغاز می شود و چنان چه به موقع درمان نشود، به یک بیماری روحی تبدیل می شود که مشکلات بسیاری را برای فرد مبتلا و دیگران فراهم می سازد

به هر حال دروغگویی هر دلیلی که داشته باشد مسلما باعث بروز تغییراتی در فرد می شود و لذا شناخت این تغییرات به ما کمک خواهد کرد تا با موفقیت بیشتری تفاوت حرف راست و دروغ را متوجه شویم. در این زمینه مطالعات بسیار متنوعی صورت گرفته است و سعی شده است از علائم و نشانه های فیزیولوژیکی گرفته تا تغییرات رفتاری افراد دروغگو مورد بررسی قرار گیرد. در ادامه به توضیح مختصری از این علائم و نشانه می پردازیم. البته فراموش نکنید که منظور ما از ارائه این یادداشت ترویج بدگمانی و یا مچ گیری نیست. آنچه در یادداشت ذیل به شما ارائه می گردد تنها نتایج پژوهش های علمی دانشمندان علم روانشناسی است:
علایم و نشانه های دروغگویی

مطالعات نشان داده که در هنگام دروغگویی فشار خون افراد و کارکردهای بدنی شان افزایش می یابد. یعنی به طور کلی دروغگویی بر حرکات افراد نیز تاثیر می گذارد. برای مثال اگر توجه کرده باشید در برخی از موارد افراد دروغگو اعضای صورت خود را لمس می کنند آنها اغلب بینی، لب ها و یا گوش خود را لمس می کنند. اگر توجه داشته باشید در چنین شرایطی فرد گوینده از نگاه کردن مستقیم به چشمان شما خودداری می کند، زیرا آنها دوست دارند از خیره نگاه کردن سرباز زنند و مسیر حرکت چشمان خود را دائما از جایی به جای دیگر جابجا کنند. همچنین اگر می بینید که فرد گوینده بیش از حد خیره خیره به چشمان شما نگاه می کند و نگاههایش مظنون است، این خود می تواند نشانه دیگری از عدم صداقت وی باشد.
پیامد دروغ

نقطه مقابل هر فرد پر نفوذترین مکان ارتباطی به شمار می رود به همین دلیل وقتی فردی اقدام به دروغگویی میکند ناخودآگاه سعی می کند در میدان دید مخاطب قرار نگرفته و سعی می کند که در زاویه(گوشه) قرار بگیرد.

افراد دروغگو تمایل دارند دستانشان در خارج از میدان دید مخاطب قرار بگیرد و بطور معمول کف دست این افراد دیده نمی شود. از طرف دیگر اظهارات آنها به نظر بسیار سفت و سخت و قاطع می رسد و به موازات آن سعی می کنند میزان حرکات بدنی شان را به حداقل برسانند. به لبخند این دسته از افراد توجه کنید!! یک لبخند تمام عیار نیست و بیشتر شبیه به یک لبخند بیجا و ابلهانه است و تنها ماهیچه های محدودی از صورت را به خود اختصاص می دهد.

برخی دیگر از افراد در هنگام دروغ گفتن به شدت دچار تعریق می شوند. وقتی از افراد دروغگو زیاد سوال پرسیده شود عصبانی می گردند و به این ترتیب شدت تعریق شان زیاد می شود.  اگر فکر میکنید طرف مقابل شما در حال دروغ گفتن است سعی کنید از او چندین سوال مشابه بپرسید و واکنش او را مورد ارزیابی قرار دهید.

لبخند افراد دروغگو بیشتر شبیه به یک لبخند بیجا و ابلهانه است و تنها ماهیچه های محدودی از صورت را به خود اختصاص می دهد.

در پایان لازم به ذکر است که تا زمانی که دروغگویی به صورت عادت در نیامده باشد و جز شخصیت ثابت فرد نشده باشد معمولا با نشانه هایی توام است. این قبیل نشانه ها عبارتند از: پریدگی رنگ، واکنش های عضلانی، برافروختگی  و سرخ شدن صورت، هیجان زیاد، ضربان قلب، رفتارهای تصنعی، تناقض گویی و فراموشی است اما در صورتی که دروغگویی استمرار یابد و جز شخصیت فرد درآید فرد بر واکنش های خود مسلط گردیده و از بروز علائم ظاهری جلوگیری می کند تا جایی که فرد بدون بروز هیچ گونه علائم و نشانه هایی به دروغگویی می پردازد.


نوشته شده در تاريخ شنبه هشتم بهمن 1390 توسط کیبورد
اگر واقعا عاشقش باشی ، حتی فکر کردن به او باعث شادی و آرامشتان می شود .

اگر واقعا عاشقش باشی ، در کنار او که هستید ، احساس امنیت می کنید .

اگر واقعا عاشقش باشی ، حتی با شنیدن صدایش ، ضربان قلب خود را در سینه حس می کنید .

اگر واقعا عاشقش باشی ، زمانی که در کنارش راه می روید احساس غرور می کنید .

اگر واقعا عاشقش باشی ، تحمل دوری اش برایتان سخت و دشوار است .

اگر واقعا عاشقش باشی ، حتی تصور بدون او زیستن برایتان دشوا ر است .

اگر واقعا عاشقش باشی ، شیرین ترین لحظات عمرتان لحظاتی است که با او گذرانده اید .

ادامه در لینک زیر

اگر واقعا عاشقش باشی ، حاضرید برای خوشحالی اش دست به هرکاری بزنید .

اگر واقعا عاشقش باشی ، هر چیزی را که متعلق به اوست ، دوست دارید .

اگر واقعا عاشقش باشی ، برای دیدن مجددش لحظه شماری می کنید .

اگر واقعا عاشقش باشی ، حاضرید از خواسته های خود برای شادی او بگذرید .

اگر واقعا عاشقش باشی ، به علایق او بیشتر از علایق خود اهمیت می دهید .

اگر واقعا عاشقش باشی ، حاضرید به هرجایی بروید فقط او در کنارتان باشد .

اگر واقعا عاشقش باشی ، ناخود آگاه برایش احترام خاصی قائل هستید .

اگر واقعا عاشقش باشی ، واژه تنهایی برایتان بی معناست .

اگر واقعا عاشقش باشی ، آرزوهایتان آرزوهای اوست .

اگر واقعا عاشقش باشی ، در دل زمستان هم احساس بهاری بودن دارید .

اگر واقعا عاشقش باشی ، با موفقیت و محبوبیت او شاد و احساس سربلندی می کنید .

اگر واقعا عاشقش باشی ، او برای شما زیباترین و بهترین خواهد بود اگرچه در واقع چنین نباشد .

اگر واقعا عاشقش باشی ، تحمل سختی ها برایتان آسان و دلخوشی های زندگیتان فراوان می شوند .

اگر واقعا عاشقش باشی ، به همه چیز امیدوارانه می نگرید و رسیدن به آرزوهایتان را آسان  می شمارید .

اگر واقعا عاشقش باشی ، در مواقعی که به بن بست می رسید ، با صحبت کردن با او به آرامش می رسید .

گر واقعا عاشقش باشی ، شادی اش برایتان زیباترین منظره دنیا و ناراحتی اش برایتان سنگین ترین غم دنیاست .

به راستی دوست داشتن چه زیباست ،این طور نیست ؟


نوشته شده در تاريخ شنبه هشتم بهمن 1390 توسط کیبورد

همانقدر که مسخره می کنیم احترام نمی گذاریم

همانقدر که اشتباه میکنیم تفکر نمیکنیم

همانقدر که عیب میبینیم برطرف نمی کنیم

همانقدر که از رونق می اندازیم رونق نمی بخشیم

همانقدر که کینه به دل می گیریم محبت نمی کنیم

همانقدر که حرف میزنیم عمل نمی کنیم

همانقدر که می گریانیم شاد نمیکنیم

همانقدر که ویران میکنیم آباد نمیکنیم

همانقدر که کهنه میکنیم تازگی نمی بخشیم

همانقدر که دور میشویم نزدیک نمی کنیم

همانقدر که آلوده میکنیم  پاک نمیکنیم

همیشه دیگران مقصرند ما گناه نمیکنیم




نوشته شده در تاريخ شنبه هشتم بهمن 1390 توسط کیبورد


جواب سلام را با علیک بده ،

جواب تشکر را با تواضع،

جواب کینه را با گذشت،

جواب بی مهری را با محبت،

جواب ترس را با جرأت،

جواب دروغ را با راستی،

جواب دشمنی را با دوستی،

جواب زشتی را به زیبایی،

جواب توهم را به روشنی،

جواب خشم را به صبوری،

جواب سرد را به گرمی،

جواب نامردی را با مردانگی،


جواب همدلی را با رازداری،

جواب پشتکار را با تشویق،

جواب اعتماد را بی ریا،

جواب بی تفاوت را با التفات،

جواب یکرنگی را با اطمینان،

جواب مسئولیت را با وجدان،

جواب حسادت را با اغماض،

جواب خواهش را بی غرور،

جواب دورنگی را با خلوص،

جواب بی ادب را با سکوت،

جواب نگاه مهربان را با لبخند،

جواب لبخند را با خنده،

جواب دلمرده را با امید،

جواب منتظر را با نوید،

جواب گناه را با بخشش،

و جواب عشق چیست جز عشق؟

هیچ وقت هیچ چیز و هیچ کس را بی جواب نگذار

مطمئن باش هر جوابی بدهی ،یک روزی ، یک جوری ، یک جایی به تو باز می گردد


نوشته شده در تاريخ شنبه هشتم بهمن 1390 توسط کیبورد
 ۱-اگر محصول یا خدمتی را نمی شناسید تا وقتی به آن شناخت دست نیافته اید آن را نخرید.

.۲-اگر تسلطی بر اعمال خود ندارید، ولی بدانید که در نهایت اقدامات شما از آن شماست.

 ۳-اگر شما حداقل ۱۰ درصد درآمد تان را پس انداز نمی کنید بدانید که صرفه جویی نخواهید کرد.

۴-اگر بیش از حد صحبت کنید،مردم شنیدن حرفهایتان را متوقف خواهند کرد.واگر به اندازه کافی حرف نزنید، مردم هرگز نقطه نظرات شما را نخواهند شنید

 ۵-اگر تنبل هستید، هرگز موفق نخواهید بود.تنبلی پتانسیل های واقعی شما را تحت تاثیر قرارخواهد داد.

 ۶-اگر از شغل خود نفرت دارید، شما بیش از نیمی از وقتی را که در این سیاره زندگی می کنید را متنفر بوده اید.

 ۷-اگر درصدی از پس انداز خود را در بازار سهام سرمایه گذاری نمی کنید،پس شما میلیون ها تومان در دوره های مختلف زندگیتان از دست داده اید

 ۸-اگر آنچه را که آغاز می کنید هرگز به پایان نمی برید، درصد پیشرفت شما همیشه صفر است.

 ۹-اگر شما به اندازه کافی مایعات نمی نوشید،پس هرگز سلامتی کافی نخواهید داشت.

۱۰-اگر مبلغ بدهکاری های شما بیش از ۴۰% از درآمد ماهیانه شماست،حتما شکست خواهید خورد، بی درنگ عادات خرید و خرج کردنتان را تغییر دهید. 

 ۱۱-اگر از رویارویی با مشکلات خود پرهیز می کنید،بدانید که همین مشکلات هدایت بخشی از دوران زندگی شما را به دست خواهند داشت.

 ۱۲-اگر چیزی صدای خوبی دارد،آن چیز هم می تواند خودش خوب باشد. ۱۳-اگر شما هر ۳تا ۵ سال درحال خرید یک ماشین معروف هستید، اینکارو متوقف کنید، دارید پولتان را از دست می دهید

۱۴-اگر به اتفاقات اطراف خود توجهی ندارید، شما را بعنوان یک آدم احمق نگاه خواهند کرد.

۱۵-اگر شما با دنده عقب در یک خروجی شیب دار بزرگراه حرکت کنید شانس شما برای داشتن یک حادثه ۱۰۰۰% خواهد بود.لطفا از اولین خروجی خارج شود و مسیر را دور بزنید.

۱۶-اگر شما هرروز چیز جدیدی یاد نمی گیرید، پس درحال از بین بردن روزهای زندگیتان هستید.

 ۱۷-اگر امروز شما را تهدید به اخراج شدن کردند و حتی یک پیشنهاد زیرکانه در کنارش بود.بهتر است از همین امروز خود را آماده رفتن از آنجا کنید.

18-اگر به شما یک بیمه با بالاترین خدمات و هزینه ماهیانه بسیار کم پیشنهاد شد، قبول کردن آن مثل شاشیدن در باد است

 ۱۹-اگر شما هرگز به دیگری کمک نمی کنید، پس انتظار بازگشت نفعی به خودتان را هم نداشته باشید

۲۰-اگر شما از اشتباهات خود چیزی یاد نمی گیرید،پس چندان چیز دیگری را هم یاد نخواهید گرفت.

۲۱-اگر شما رویایی ندارید، پس به عنوان یک موجودیتی در رویای کس دیگری خواهید زیست.

۲۲-اگر شما همیشه اشتباه می کنید،پس از سوال کردن نترسید

۲۳-اگر درحالی که ورزش می کنید موسیقی گوش نمی کنید،بهترین بخش تمرینتان را از دست داده اید

 ۲۴-اگر شما راضی و خوشنود نیستید،پس وقت آن رسیده چیزهایی را تغییر دهید

۲۵-اگر شما به دوردست ها خیره نمی شوید، پس هرگز آنها را بدست نخواهید آورد

 ۲۶-اگر هرگز چیزهای جدیدی را تجربه نمی کنید ، زندگی شما خیلی خسته کننده است.

 ۲۷-اگر در وجود شما عشق وجود ندارد، شما هنوز انسان جا افتاده ایی نیستید.

۲۸-اگر در حال حاضر بیش از حد احساسی هستید، تصمیم گیری را به بعد موکول کنید

۲۹-اگر کسی از شما درباره نوع بیمه تامین اجتماعی و بیمه های دیگرتان سوال کرد اطلاعاتی به او ندهید

 ۳۰-اگر برای خود راه مشخص و خاصی را انتخاب کرده اید، مردم نیز به این راه شما توجه خواهند نمود. شما چه اگر های دیگری به نظرتان می رسد که به این لیست می توان اضافه نمود؟؟؟؟



نوشته شده در تاريخ شنبه هشتم بهمن 1390 توسط کیبورد
نچه می خواهیم نیستیم، آنچه هستیم نمی خواهیم، آنچه دوست داریم نداریم ،آنچه داریم دوست نداریم اما عجیب است زنده ایم و امیدوار ( دکتر علی شریعتی )


ارام آرام خواهید مرد اگر سفر نکنید اگر کتاب نخوانید... ( باپلو نرودا) 


اگر کسی از خانه بیرون بیاید و نداند کجا می رود احمق است. ( مثل انگلیسی )


شاد و خندان باش!این تعریف من از دینداری است . غمگین بودن گناه است و شاد بودن پرهیزگاری ( راجینش )


هرگاه قلبمان کسی را برای برقراری ارتباط انتخاب می کند باید بدانیم او همان کسی است که ما را خوشبخت خواهند ساخت .( جان گری )


 مشتری راضی و خرسندشما بهترین فروشنده شماست.( ماریکان منصوری )


افکار مثبت و منفی موجب ترشح اندروفین های متفاوتی در مغز میشود اگر افکار منفی باشد اندروفین بیماری زا و اگر مثبت باشد اندروفین شفا بخش ترشح می کند. بگذارید تا این نکته شعار شما باشد: باید هرروز چیزتازه ای فرا گیریم.(هربرت کاسون )


حرف های که حاضر به شنیدنش نیستیم دقیقا همان حرف هایست که به انها احتیاج داریم. من هرگز چیزی درباره ی کسی نخواهم گفت مگر اینکه بتوانم چیزی خوبی بگویم. هر چه بیشتر بفهمم و بدانم زندگی برایم اسانتر می شود.( لوبیزال. هی )


هیچ کس نمی تواند خدا را برای دیگران توصیف کند زیرا به محض این که توانست خدای خویش را وصف کند دیگر او خدا نبوده بلکه مثل من و شماست . ( مترلینگ )


شلختگی اهانت به جامعه است.(ارتورشوپنهاور)


 دواج مسابقه نیست، شما همیشه می توانید به موقع به آن برسید. (مثل روسی )


به استناد بررسیهای اخیر باثبات ترین ازدواجها مشمول کسانی است که در 28 سالگی ازدواج می کنند. ( کلارک وارن )


دکتر باقر ثنائی ( استاد برجسته مشاوره خانواده و ازدواج ) چهار مشکل اساسی در روابط زناشویی 1- کفایت مالی ( یعنی اینکه برای گذران زندگی وابسته به دیگران نباشید ) 2- دخالت خانواده زوجین 3- مسایل تربیتی کودکان 4- مسایل جنسی بیشتر شکایاتی که زنان از مردان دارند این است که مردان گوش نمی کنند.


( جان گری ) زن نیاز به همدلی و همدردی دارد ولی مردکماکان نظر کارشناسانه می دهد. ( جان گری ) در حضور دیگران به همسرتان محبت کنید . به زبان آوردن سخنان تحسین آمیز به ویژه اگر در حضور جمع باشد.اهمیت فراوانی دارد.متاسفانه ما بیشتر مایلیم که همسرمان را در پیش همه به باد انتقاد بگیریم. ( جان گری ) اگر می خواهید قلوب زنها را بدست آورید بدانید که خانمها بسیار به لباس خود علاقه دارند و مایلند دیگران آنان را ازاین جهت تمجید نمایند. ( دیل کارنگی ) زن را اگر نبوسی ، زیباییش را از دست می دهد. ( مثل چینی ) زن کمانچه نیست که بعد از اینکه آنرا نواختی به دیوار آویزانش کنی . ( مثل آلمانی ) زن و شوهر باید سعی کنند شکایتهایشان را به درخواست تبدیل کنند. (کلارک وارن ) زن لال هرگز از دست شوهرخود کتک نخورده است. ( مثل فرانسوی ) مرد عاقل کسیست که بعد از پیروزی در جرو بحث از خانمش عذرخواهی می کند. ( داینکی ) درزندگی خانوادگی شوم ترین کلمات این دو هستند: مال من / مال تو قابل تحسین ترین زنان کسی است که ، از او هیچ گاه حرفی به میان نیاید. ( مثل فرانسوی ) زندگی آنچه زیسته ایم نیست بلکه چیزهای است که به یاد می آوریم تا روایتش کنیم. ( کابریل کارسیامارکز ) ما همه به امید آرامش فردا مجبوریم ناراحتی های امروز را تحمل کنیم(توماس مان) فرصتها هیچ گاه از بین نمی روند، بلکه شخص دیگری فرصت از دست داده مارا تصاحب خواهد کرد. موفقیت به دوتلاش نیاز دارد:1- تلاش ذهنی 2- تلاش جسمی تو احتیاط کن و سالم بمان ، بگذار دیگران تو را ترسو بدانند. ( آلفوردنوبل ) به عقیده من تنها فکری که شایسته است مغز انسان را نگران بدارد آینده فرزندان اوست و اندیشه این موضوع که چکار کند تا فرزندان خوشبخت شوند. ( افلاطون ) هنوز کسی را ندیده ام که تقوا را به اندازه زیبایی دوست بدارد. ( کنفوسیوس ) کوشش را باید از قهرمانان آموخت آنقدر شکست می خورد تا قهرمان شوند. ( چرچیل ) اندیشه های شاعرانه تنها خواب و خیال نیست بلکه نتیجه مطالعه ، تجربه ، حافظه و شناخت جهان است. ( هکل ) پسران عشق را به بازی می گیرند ، دختران با عشق زندگی می کنند.( محمد حجازی ) حتی درمواقعی که هیچ کاری نداشته ام پیش خود فکر کرده ام نباید وقت را بیهوده تلف کرد. ( نابلون بنابارت ) جامعه وقتی فرزانگی وسعادت می یابد که خواندن،کار روزانه اش باشد.(گوته) در کودکی مرا کودن پنداشتن و از مدرسه اخراجم کردند ولی مادرم اعداد را با کوشش فراوان به من آموخت.(آلبرت انیشتین) بالا ترین درجه احترام به کسی ،به میل او رفتار کردن است .(اما نوئل کانت) سعی کن به اعمال خودت افتخار کنی ،افتخار اجداد تو مال خود آنها بوده است.(سامرست موام) اگر می خواهید از آینده خود مطلع شوید کافی است به افکار و ذهنیات خود نگاه کنید. ( باربرادی انجلس ) اگر موضوعات کوچک شما را می رنجانند ذهنتان هنوز کوچک است. ذهن های شریف و عالی تحت تاثیر وقایع کوچک قرار نمی گیرند. ذهن های بزرگ درباره ایده های بزرگ صحبت می کنند . ذهن های معمولی درباره حوادث معمولی و ذهن های کوچک درباره مردم... برای یک مدیر موفق ، چیزی غیر منصفانه تر از برخورد یکسان با کارکنان غیر یکسان وجود ندارد. ( کنت بلانکارد ) نیمی از فارغ التحصیلان در دانشگاها در خدمت افرادی هستند که حتی دوره آموزش متوسطه را نیز به پایان نرسانده اند. از احساسات در فکر کردن ، کمک بگیر نه اینکه با احساسات فکر کنی . ( رابرت کیوساکس ) منتظر نمانید : کسی تغییر کند / آدم مناسبی پیدا شود / بچه ها مستقل شوند / شرایط مطلوب تر ایجاد شود / کسی شما را کشف کند. خنده فکر را قوی و بدن را توانا می سازد. ( ژول سیمون ) رابطه قلبی دو دوست نیازی به بیان الفاظ و عبارات ندارد. ( جبران خلیل جبران ) جنبش تساوی خواهی زنان موجب می شود زن از زنانه ترین غرایز خود دور شود. ( نیچه ) ابله ترین آدمیان آنانییند که با مسخره نمودن شایسته گان شاد می گردند. ( ارد بزرگ ) هرگز در زندگی این دو را ابراز نکنید : اول : آنچه نیستید ... دوم : همه ی آنچه هستید... وقتی داری گناه میکنی چپ و راست رو نگاه می کنی یکبار بالا رو نگاه کن. یک کیسه ی خالی را نمی توان ایستاده نگه داشت. ( چرچیل )


نوشته شده در تاريخ یکشنبه یازدهم دی 1390 توسط کیبورد

دیباچه:

در حال حاضر، نظام آموزش پزشکی عمومی‌، شامل 4 دوره علوم پایه، فیزیوپاتولوژی، کارآموزی بالینی و کارورزی بالینی است .دوره علوم پایه دوره علوم پایه پزشکی 5 ترم تحصیلی است که با اتمام آن،‌ دانشجویان مجاز به ورود به دوره بعدی(فیزیوپاتولوژی) هستند و پیش از ورود به دوره بعدی،‌ امتحان جامع علوم پایه پزشکی از تمام دانشجویان به طور سراسری و همزمان، توسط وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در تمام دانشگاه‌های علوم پزشکی به عمل می‌آید و قبول‌شدگان،‌مجاز به ورود به دوره فیزیوپاتولوژی خواهند بود. این امتحان، در بردارنده‌ی مباحث تدریس شده در دوره علوم پایه است.

درس‌های این رشته در طول تحصیل

دروس علوم پایه

بیوشیمی، بافت‌شناسی،، تشریح (نظری- عملی)، تشریح (آناتومی) (نظری ـ عملی)، فیزیولوژی(نظری ـ عملی)، ایمونولوژی(نظری)،اپیدمیولوژی، روانشناسی، جنین‌شناسی، تغذیه، ژنتیک، زبان تخصصی، آسیب‌شناسی عمومی، انگل‌شناسی، میکروب‌شناسی دوره فیزیوپاتولوژی این دوره شامل 31 واحد درسی است که دو ترم تحصیلی طول خواهد کشید. در پایان این دوره معدل دانشجو از دروس فیزیوپاتولوژی، باید دست‌کم 12 باشد، در غیر این صورت دانشجو باید درس‌هایی را که در آنها نمره کمتر از 12 آورده است،‌ مجدداً بخواند. حداکثر مدت مجاز،‌در مراحل اول و دوم (علوم پایه و فیزیوپاتولوژی) 5 سال است. در پایان این دو دوره دانشجویانی که همه‌ی واحدها را با موفقیت بگذرانند، به دوره‌ی کارآموزی بالینی راه می‌یابند. باید توجه داشت که ملاک قبولی در امتحانات این مرحله، کسب حداقل نمره 12 از 20 است؛ در حالی که در دروس پایه، ملاک کسب نمره 10 از 20 می‌باشد.

دروس فیزیوپاتولوژی

آسیب‌شناسی اختصاصی، فارماکولوژی، سیمیولوژی، دوره‌های فیزیوپاتولوژی ارگان‌ها .دوره ‌کارآموزی بالینی دانشجویان پزشکی در این مرحله قادر هستند تا آموخته‌های خود را از دروس مختلف با یافته‌های بالینی از بیماران بستری در بیمارستان‌ها تطبیق داده و با بهره‌گیری مناسب از روش‌های تشخیص آزمایشگاهی، بیماری را تشخیص دهند و اقدامات مناسب درمانی را برای بیمار انجام دهند. این دوره شامل 97 واحد درسی است که در چهار بخش اصلی ارائه می‌گردد و عمدتاً مسائل رایج در پزشکی عمومی را شامل می‌شود که عبارتند از داخلی، جراحی، زنان و کودکان. در سایر بخش‌ها که بخش‌های فرعی محسوب می‌شوند نیز بیماری‌های شایع در آنها آموزش داده می‌شود. با توجه به این مطلب، چهار رشته اصلی جراحی، داخلی، زنان و کودکان زمان بیشتری را به خود اختصاص می‌دهند.

در دوره کارآموزی، دانشجویان باید روش برخورد با بیمار، تهیه شرح حال بیمار و نحوه تشخیص و درمان را فرا بگیرند تا در دوره‌ بعدی - کارورزی- که خود تصمیم گیرنده خواهند بود، بتوانند به کمک بیماران بشتابند و تصمیمات لازم را اتّخاذ نمایند. در دوره کارآموزی نمره قبولی در دروس عملی و نظری 12 است و معدّل کلّ دوره کارآموزی باید بالای 14 باشد و چنانچه کمتر از 14 باشد، باید واحدهای با نمره کمتر از 14 تکرار شود تا معدل کل به 14 برسد. در پایان این دوره، دانشجویان قبل از ورود به دوره کارورزی در امتحانی به نام امتحان جامع کارورزی شرکت می‌نمایند و پس از قبولی به دوره کارورزی وارد می‌شوند. چنانچه دانشجویی در امتحان مربوط قبول نگردد، حداکثر 4 مرتبه می‌تواند در این امتحان شرکت نماید.

دروس کارآموزی بالینی

بیماری‌های اعصاب، بیماری‌های عفونی، کارآموزی داخلی، بیماری‌های جراحی، بیماری‌های ارتوپدی، بیماری‌های عفونی، کارآموزی جراحی، تاریخ و اخلاق پزشکی، بیماری‌های کودکان، پزشکی قانونی و مسمومیت‌ها، فارماکولوژی بالینی،‌ کارآموزی چشم،‌ کارآموزی پوست، کارآموزی بهداشت، کارآموزی بخش کودکان،‌ بهداشت، کارآموزی گوش و حلق و بینی، کارآموزی ارتوپدی. بیماری‌های زنان و زایمان، کارآموزی رادیولوژی، بیماری‌های روانی، کارآموزی روانپزشکی.

دوره کارورزی بالینی این دوره آخرین مرحله آموزش پزشکی است و آن را دوره انترنی نیز می‌گویند. این دوره 64 واحد درسی است و 18 ماه به طول می‌انجامد. در دوره کارورزی،‌دانشجویان مسؤولیت معاینه‌ی بیماران و تشخیص و اقدامات درمانی را در بیمارستان بر عهده خواهند داشت و آموخته‌های خود را در دوره‌های قبل به طور عملی انجام خواهند داد تا آماده پذیرش شغل پزشکی در جامعه شوند و بتوانند به طور مستقل به درمان بیماران بپردازند. در پایان این دوره و قبل از فراغت از تحصیل، کارورزان باید درس پایان‌نامه را که 6 واحد درسی است، آغاز کنند.

دروس کارورزی بالینی

کارورزی بخش جراحی، کارورزی بخش چشم، کارورزی بخش سوانح و سوختگی، کارورزی بخش ارتوپدی، کارورزی بخش ارولوژی، کارورزی بخش اطفال، کارورزی بخش بهداشت، کارورزی بخش گوش و حلق و بینی،‌ کارورزی بخش داخلی، کارورزی بخش زنان و زایمان، کارورزی بخش اورژانس، کارورزی بخش نفرولوژی، کارورزی بخش پوست، کارورزی بخش روانپزشکی .

توانایی‌های لازم

تصور بسیاری از داوطلبان ورود به دانشگاه به خصوص داوطلبان علاقه‌مند به رشته پزشکی این است که دانشگاه مثل یک قیف برعکس است که ورود به آن مشکل و خروج از آن بسیار ساده است. در حالی که به گفته‌ دانشجویان این رشته، یک دانشجوی پزشکی باید آمادگی مطالعه، تحقیق و پژوهش را در حد بسیار گسترده و فراگیر داشته باشد؛ یعنی اگر دانشجو بسیار کوشا و علاقه‌مند نباشد و تنها برای عنوان "دکتری" وارد این رشته شده باشد، حتی نمی‌تواند مدرک دکترای عمومی خود را به دست بیاورد. زیرا دوره پزشکی عمومی نسبت به رشته‌های دیگر، طولانی‌تر است و در طی این مدت دانشجو باید درس‌های متعدد، متنوع، حجیم و نسبتاً پیچیده و دشواری را مطالعه کند.

موقعیت شغلی در ایران

امروزه از گوشه و کنار می‌شنویم که برای فارغ‌التحصیلان پزشکی بازار کار مناسبی وجود ندارد. در حالی که هنوز در بسیاری از شهرهای کوچک و مناطق محروم با کمبود پزشک مواجه هستیم. از سوی دیگر فارغ‌التحصیل پزشکی حتماً نباید در مطب بنشیند و نسخه بنویسد، بلکه در زمینه پزشکی شغل‌های مختلفی هست که می‌توان انجام داد. برای مثال زمینه‌های تحقیقی بسیاری در این رشته وجود دارد. امّا متأسفانه تعداد فارغ‌التحصیلانی که مایلند در این زمینه کار کنند، بسیار انگشت‌شمار است.


نوشته شده در تاريخ جمعه نهم دی 1390 توسط کیبورد

دکتر علی شريعتی انسان‌ها را به چهار دسته تقسيم کرده است:

١ـ آناني که وقتی هستند، هستند و وقتی که نيستند هم نيستند.

عمده آدم‌ها حضورشان مبتنی به فيزيک است. تنها با لمس ابعاد جسمانی آنهاست که قابل فهم مي‌شوند. بنابراين اينان تنها هويت جسمی دارند.

٢ـ آنانی که وقتی هستند، نيستند و وقتی که نيستند هم نيستند.

مردگانی متحرک در جهان. خود فروختگانی که هويت‌شان را به ازای چيزی فانی واگذاشته‌اند. بی‌شخصيت‌اند و بی‌اعتبار. هرگز به چشم نمی‌آيند. مرده و زنده‌‌شان يکی است.

٣ـ آنانی که وقتی هستند، هستند و وقتی که نيستند هم هستند.

آدم‌های معتبر و با شخصيت. کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودنشان هم تاثيرشان را می‌گذارند. کسانی که همواره به خاطر ما می‌مانند. دوستشان داريم و برايشان ارزش و احترام قائليم.

٤ـ آنانی که وقتی هستند، نيستند و وقتی که نيستند هستند.

شگفت‌انگيز‌ترين آدم‌ها.

در زمان بودشان چنان قدرتمند و با شکوه‌اند که ما نمي‌توانيم حضورشان را دريابيم. اما وقتی که از پيش ما مي‌روند نرم نرم آهسته آهسته درک مي‌کنيم، باز مي‌شناسيم، می فهميم که آنان چه بودند. چه می‌گفتند و چه می‌خواستند. ما هميشه عاشق اين آدم‌ها هستيم. هزار حرف داريم برايشان. اما وقتی در برابرشان قرار می‌گيريم قفل بر زبانمان مي‌زنند. اختيار از ما سلب مي‌شود. سکوت می‌کنيم و غرقه در حضور آنان مست می‌شويم و درست در زماني که می‌روند يادمان می‌آيد که چه حرف‌ها داشتيم و نگفتيم. شايد تعداد اين‌ها در زندگی هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد.

+ نوشته شده در سه شنبه پنجم آبان 1388ساعت 15:12 توسط سورنا | 40 نظر

 

 

پدر ، مادر ، ما متهمیم

پدرمومن من ... مادر مقدس من ... نماز تو یک ورزش تکراری است بدون هیچ اثر اخلاقی و اصلاح عملی و حتی نتیجه بهداشتی ! که صبح و ظهر و شب انجام می دهی اما نه معانی الفاظ و ارکانش را می دانی و نه فلسفه حقیقی و هدف اساسی اش را می فهمی. تمام نتیجه کار تو و آثار نماز تو این است که پشت تو قوز درآورد و پیشانی صافت پینه بست و فرق من بی نماز با تو نمازگزار فقط این است که من این دو علامت تقوی را ندارم!

تو می گویی: نماز خواندن با خدا سخن گفتن است. تصورش را بکن کسی با مخاطبی مشغول حرف زدن باشد اما خودش نفهمد که دارد چه می گوید؟ فقط تمام کوشش اش این باشد که با دقت و وسواس مضجکی الفاظ و حروف را از مخارج اصلی اش صادر کند. اگر هنگام حرف زدن "ص" را "س" تلفظ کند حرف زدنش غلط می شود اما اگر اصلا نفهمد چه حرفهایی می زند و به مخاطبش چه می گوید غلط نمی شود!

اگر کسی روزی پنج بار و هر بار چند بار با مقدمات و تشریفات دقیق و حساس پیش شما بیاید و با حالتی ملتمسانه و عاجزانه و اصرار و زاری چیزی را از شما بخواهد و ببینید که با وسواس عجیبی و خواهش همیشگی خود را تلفظ می کند اما خودش نمی فهمد که چه درخواستی از شما دارد چه حالتی به شما دست می دهد؟ شما به او چه می دهید؟ و وقتی متوجه شدید که این کار برایش یک عادت شده و یا بعنوان وظیفه یا ترس از شما هم انجام می دهد دیگر چه می کنید؟ گوشتان را پنبه نمی کنید؟

اگر خدا از آدم خیلی بی شعور و بلکه آدمی که مایه مخصوص ضد شعور دارد بدش بیاید همان رکعت اول اولین نمازش با یک لگد پشت به قبله از درگاه خود بیرونش می اندازد و پرتش می کند توی بدترین جاهای جهان سوم تا در چنگ استعمار همچون چهارپایان زبان بسته ی نجیب بار بکشد و خار هم نخورد و شکر خدا کند و در آرزوی بهشت آخرت در دوزخ دنیا زندگی کند و در لهیب آتش و ذلت و جهل و فقر خود ابولهب باشد و زنش حماله الحطب!!!

و اگر خدا ترحم کند رهایش می کند تا همچون خر خراس تمام عمر بر عادت خویش در دوار سرسام آور بلاهت دور زند و دور زند و دور زند...... و در غروب یک عمر حرکت و طی طریق در این" مذهب دوری" به همان نقطه ای رسد که صبح آغاز کرده بود. با چشم بسته تا نبیند که چه می کند و با پوز بسته تا نخورد از آنچه می سازد! و این است بنده مومن آنچه عفت و تقوی می گویند.

کجایی پدر مومن من... مادر مقدس من... وای بر شما نمازگزارانی که سخت غافلید و از نماز نیز. در خیالتان خدای آسمان را نماز می برید و در عمل بت های قرن را. خداوندان زمین را...

بت هایی را که دیگر مجسمه های ساده و گنگ و عاجز عصر ابراهیم و سرزمین محمد نیستند...

 


نوشته شده در تاريخ جمعه نهم دی 1390 توسط کیبورد

 

یادمان باشد از امروز خطایی نکنیم

گر که در خویش شکستیم صدایی نکنیم

پر پروانه شکستن هنر انسان نیست ؛

گر شکستیم زغفلت من و مایی نکنیم

یادمان باشد اگر شاخه گلی را چیدیم ؛

وقت پرپر شدنش ساز و نوایی نکنیم

یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند ؛

طلب عشق زهر بی سر و پایی نکنیم ...

********************************************************

پس شاخه های یاس و مریم فرق دارند؟!

آری، اگر بسیار، اگر کم فرق دارند

شادم تصور می کنی وقتی ندانی

لبخندهای شادی و غم فرق دارند

برعکس می گردم طواف خانه ات را

دیوانه ها آدم به آدم فرق دارند

من با یقین کافر، جهان با شک مسلمان

با این حساب اهل جهنم فرق دارند

بر من به چشم کشته عشقت نظر کن

پروانه های مرده با هم فرق دارند!

فاضل نظری

 

 

پیشانی ام را بوسه زد در خواب هندویی

شاید از آن ساعت طلسمم کرده جادویی

شاید از آن پس بود که احساس می کردم

در سینه ام پر می زند شب ها پرستویی

شاید از آن پس بود که با حسرت از دستم

هر روز سیبی سرخ می افتاد در جویی

از کودکی دیوانه بودم، مادرم می گفت

از شانه ام می چیده است هر روز شب بویی

نام تو را می کند روی میزها هر وقت

در دست آن دیوانه می افتاد چاقویی

بیچاره آهویی که صید پنجه شیری است

بیچاره تر شیری که صید چشم آهویی

اکنون ز تو با ناامیدی چشم می پوشم

اکنون ز من با بی وفایی دست می شویی

آینه خیلی هم نباید راستگو باشد

من مایه رنج تو هستم، راست می گویی

فاضل نظری

 

 

آنقدر دوستت دارم

که هر چه بخواهی همان را بخواهم

اگر بروی شادم

اگر بمانی شادتر

تو را شاد تر می خواهم

با من یا بی من

بی من اما

شادتر اگر باشی

کمی

- فقط کمی -

ناشادم

و این همان عشق است

عشق همین تفاوت است

همین تفاوت که به مویی بسته است

و چه بهتر که به موی تو بسته باشد

خواستن تو تنها يک مرز دارد

و آن نخواستن توست

و فقط يک مرز ديگر

و آن آزادي توست

تو را آزاد مي خواهم

عبدا... صمدیان


نوشته شده در تاريخ شنبه پنجم آذر 1390 توسط کیبورد


شب ها که بغض می کنی

به مرز مرگ می رسم

به گریه کوچ می کنم

ببین چقدر بی کسم

دریایی از آرامشی

من طرحی از خروش رود

زیباترین شعر جهان چشمای غمگین تو بود

پشت کدوم ساعت شب درگیر این سفر شدیم

چه دیر به هم رسیدیمو بی وقفه شکل هم شدیم

تو که به غنچه کردن گل های باغچه دلخوشی

از عمق خاکستر شب چگونه شعله می کشی

فرصت بده گریه کنم که بینهایت عاشقم

فکر گریز از شب و طوفان این دقایقم

بگو کجای زندگیم گمشده بودی عشق من

که خاطرات من همه در تو خلاصه می شدن

شب ها که بغض می کنی

دنیا سکوت می کنه

زمان به صفر می رسه

زمین سقوط می کنه

شب ها که بغض می کنی

غصه به اوج میرسه

دوباره شعله غروب به قلب موج می رسه


نوشته شده در تاريخ دوشنبه سی ام آبان 1390 توسط کیبورد

 

پسران کراک وتریاک...

دختران شیشه و هرزه گی

مادران دق مرگی...

پدران سگدو برای نان...

بنویسید بابا نای نان دادن ندارد...

بابا کار ندارد...

بنویسید بابا سهمیه ای برای استخدام ندارد...

تلاش بی ثمر آن مرد با الگانس آمد...

آن مرد باتوم دارد...

باتوم درد دارد...

درد من برای آن مرد حال دارد...

ببخشید بنویسید: درد من برای آن مرد نان دارد...

صاحبخانه بابا را جواب کرده...

حاج رحیم برای چندمین بار به حج میرود...

بابا پول قبض آب ندارد...

نقطه در انتها بنویسید: بابا دارد دارش را میسازد


نوشته شده در تاريخ دوشنبه سی ام آبان 1390 توسط کیبورد

خسته ام.

افسرده ام.

راهم خیلی سخته.

ولی تسلیم نمیشم.

میخوام بجنگم.

هرچی رو که بخوام به دست میارم. هرچیزی که بخوام.

میدونم خدا کمکم میکنه.

حتما کمک میکنه.

نمیخوام در بند باشم. اصلا نمیخوام.

نباید احساساتی بشم. اصلا.

احساس یعنی فقط دردسر.

یعنی بدبختی.

باید منطقی باشم.

باید فکر کنم بعد تصمیم بگیرم.

خدا خودش کمک میکنه.

مطمئنم.


نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و نهم آبان 1390 توسط کیبورد

اموزش کامل تزریقات

 روش تزريقي براي نوع بافتي كه دارو در آن تزريق مي‌شود روش واحدي است مشخصات هر بافتي ميزان جذب دارو را معين مي‌كند قبل از تزريق ، پرستار بايد حجم داروي تجويزي مشخصات و غلظت دارو و ساختمان آناتوميكي محل تزريق را بشناسند
ناتواني پرستار در تزريق صحيح دارو ممكن است نتايج منفي به بار آورد. اشتباه در انتخاب محل مناسب تزريق از نظر منطقه آناتوميكي بدن ممكن است منجر به صدمه رسيدن به عصب  و استخوان شود بسياري از مدد جويان خصوصا كودكان از تزريق وحشت دارند اگر پرستار فراموش كند قبل از تزريق دارو به داخل بافت سرنگ را آسپيره كند ممكن است دارو وارد شريان يا وريد شود. تزريق حجم زيادي از دارو در يك محل ممكن است منجر به بروز درد زياد
يا صدمه بافتي گردد.
تزريقات: Administration  of   injection
يك روش رساندن دارو به بدن تزريقات است كه حتما بايد از تكنيكهاي آسپتيك استفاده شود.
پرستار تزريقات را به 4طريق انجام مي‌دهد:
1ـ زير جلدي    SC                              subcutaneous
2ـ داخل عضلهIM                           intramuscular      
3ـ داخل جلديID                                intradermal    
4ـ وريدي      IV                                     intravenous
5ـ تزريق بصورت پانسيون مانند پانسيون مايع نخاعي          SCF
براي اطمينان از اينكه دارو در محل مورد نظر تزريق شود هر كدام از روش‌هاي فوق احتياج به مهارتهاي بخصوصي دارد. اثرات دارو در تزريقات بستگي به ميزان جذب دارو به سرعت توسعه مي‌يابد و پرستار مي‌تواند بدقت عكس العمل مريض را بعد از تزريق مشاهده كند.
 
 وسايل تزريقـات :
سرنگ‌ها و سوزن‌هاي متنوعي وجود دارند، هر كدام براي تزريق حجم معيني از دارو به يك بافت مخصوص طرح ريزي شده‌اند. پرستار بايد تشخيص دهد كه كدام سرنگ و سوزن بهتر مؤثر است.
سرنگ‌ها syrings
سرنگ‌ها داراي يك قسمت استوانه‌اي و يك انتهاي كوچك مي‌باشد كه سوزن به آن وصل مي‌شود داخل اين قسمت استوانه‌‌اي plunger يا پيستون حركت مي‌كند. در بيشتر بيمارستانها
از سرنگ‌هاي Disposuble «پلاستيكي يكبار مصرف»استفاده مي‌شود. سرنگ‌هاي پلاستيكي يكبار مصرف ارزان بوده و پيستون آنها بخوبي قابل كنترل است. سرنگ‌هاي شيشه‌اي گرانتر هستند و قبل از مصرف بايد استريل شوند.
پرستار محلول را بوسيله آسپيره كردن داخل سرنگ مي‌كند . به اين صورت كه پيستون را بطرف بيرون كشيد در حالي كه سوزن متصل به آن داخل محلول مورد نظر است. در موقع كشيدن محلول مورد نظر پرستار بايد سرنگ را طوري دردست بگيرد كه قسمت خارجي سرنگ و دسته پيستون در دست او باشد  .براي رعايت استريليته پرستار بايد از هرگونه برخورد احتمالي نوك سرنگ به سوزن يا قسمت داخلي سرنگ و تنه پيستون با هر نوع جسم غير استريل
جلوگيري كند.
سرنگ ‌ها در اندازه‌هاي مختلف كه ظرفيت‌هاي 1سي سي تا5 سي سي رادارند. استفاده از سرنگ هاي بزرگتر از 5سي سي غير متداول تر است. سرنگ‌هاي 2تا3 ميلي ليتري براي تزريق عضلاني وزير جلدي مورد نياز است. سرنگ‌هاي بزرگتر موجب ناراحتي بيمار ميگردد.
ميكرودرپ براي تزريق مثلا پني سيلين كريستال بكار برده مي‌شود و بجاي
 آن در سرنگها20cc  تا50ccاستفاده مي‌شود.
سرنگ‌هاي هيپودرميك 5/2تا3 ميلي ليتري معمولا بصورت بسته بندي با سوزن متصل به آن موجود هستند گاهي اوقات ممكن است پرستار بر حسب احتياج شماره سوزن را عوض كند. سرنگ‌هاي هيپودرميك دو نوع مقياس اندازه گيري در طول سرنگ دارند. يكياز اين مقياس‌ها بر حسب «minims» و ديگري بر حسب ميلي ليتر است. هر ميلي ليتر نيز
 به ده قسمت تقسيم مي‌شود.
سرنگ‌هاي انسولين يك ميلي ليتر را در خود جاي مي‌دهند و به واحدهايي درجه بندي مي‌شوند بيشتر سرنگ‌هاي انسولين صد واحدي «100ـU» هستند كه براي استفاده از صد واحد انسولين هستند. هر ميلي ليتر از محلول محتوي 100واحد انسولين است.
همين طور سرنگ‌هاي 40 واحدي «40ـ U» و «80ـU» براي انسولين ها با اين غلظت‌ها وجود دارد.
 
«قسمت هاي مختلف سرنگ و سوزن»
سرنگ‌هاي توبركولين يك استوانه باريك دارند كه سوزن كوچكي به آن وصل است . اين سرنگ ها به   و   ميلي ليتر درجه بندي ميشوند و ظرفيت آنها 1سي سي است، پرستار اين سرنگ ها را براي استفاده از مقادير كم از داروهاي غليظ بكار ميرود: مثل براي انجام تست هاي داخل جلدي  استفاده مي‌شود سرنگ توبركولين همچنين براي آماده كردن مقادير كمي از محلول موردنظر براي كودكان و نوجوانان بكار ميرود. از سرنگ‌هاي بزرگ براي تزريق داروهاي داخل وريدي، يا اضافه كردن مواد دارويي به محلولهاي تزريقي و همچنين براي شستشوي زخم ها يا درناژ لوله‌ها استفاده مي كنند.
سوزن‌ها : NEEDLES  
سوزن ها در بسته بندي جدا وجود ندارند كه بتوان سوزن مورد نظر را انتخاب كرد. بعضي سوزن‌ها همراه با سرنگ استاندارد بصورت بسته بندي شده وجود ندارد . مثل سرنگ‌‌هاي انسولين و تويركولين. جنس بيشتر سوزن‌ها STainless است .اگرچه بعضي از كاتترهاي وريدي پلاستيكي هستند. سوزن ها يكبار مصرف هستند به جز آنهايي كه ازsteel فولاد جراحي ساخته مي‌شوند كه به سرنگ‌هاي شيشه‌اي متصل مي‌شوند.
هر سوزن سه قسمت دارد:
1ـHUb يا قسمتي كه به سرنگ متصل است.
2ـ shaft يا تنه سوزن كه به قسمت Hub متصل مي‌شود
3ـ BeVel نوك تيز سوزن .
پرستار ممكن است براي متصل كردن سوزن به سرنگ ، Hubرا دردست بگيرد تا مطمئن شود به سرنگ وصل شده است . با وجود اين قسمت تنه و نوك سوزن در همه حال استريل باقي مي‌ماند.
هر سوزن سه ويژگي دارد:
1ـ نوك تيز سوزن       2ـ طول تنه سوزن          3ـ شماره سوزن يا قطر
سوزن هائي كه BeVel آنها كوتاه است براي تزريقات وريدي مناسب هستند چون كه اين سوزن‌ها در مجاورت ديواره‌داخلي وريد با آساني بسته نمي‌شوند. سوزن هايي BeVel,s بلندتري دارند تيز تر هستند كه در تزريقات زير جلدي و عضلاني براي مريض ناراحتي كمتري ايجاد مي‌كنند.
طول سوزن ها از  اينچ تا 5 اينچ متغير است اگر چه بيشتر سوزن هائي كه توسط پرستار كاربرد دارد. وزن هايي با طول 5/1اينچ است. پرستار بر حسب اندازه و وزن مريض و نوع بافتي كه مايع بايد در آن تزريق شود نوع سوزن را انتخاب مي‌كند. در بچه‌ها و افراد لاغر سوزن‌هاي كوتاه تر به كار برده مي‌شود.
 پرستار از سوزن‌هاي بلند معمولا «1تا5/1اينچ » براي تزريقات عضلاني و از سوزن هاي كوتاه معمولاً   تا    اينچ براي تزريقات زير جلدي استفاده مي‌كند.
انتخاب نوع سوزن بر حسب قطر با شماره سوزن ، بسته به غلظت مايعي دارد كه قرار است تزريق شود يك سوزن با شماره 18ـ16براي تزريق خون و فرآورده‌هاي آن مناسب است. سوزن درشت. در تزريق خون و فرآورده‌هاي آن به خاطر اين است كه صدمه كمتري به گلبولهاي قرمزي مي‌رسد. براي تزريقات عضلاني از سوزن هاي شماره 23ـ20استفاده مي‌شود كه باز بستگي به غلظت ماده تزريقي دارد. تزريقات زير جلدي احتياج به سوزن هايي با قطر كمتري دارند (مثلا سوزن شماره25 )، و براي تزريق داخل جلدي سوزن ريزتري مثل سوزن شماره 16 احتياج است.
آماده كردن داروهاي تزريقـي
1ـ آمپول‌ها يا پوكه‌ها: آمپول‌ها شامل دوزهاي انفرادي دارويي به شكل مايع هستند و به اندازه‌هاي مختلف موجود هستند. حجم آنها از 1سي سي تا10 سي سي و يا بيشتر را شامل مي‌شوند يك آمپول معمولا از يك شيشه شفاف كه به يك قسمت تنگ بنام گردن محدود شده و براي كشيدن مايع آمپول اين قسمت بايد جدا شود. خط رنگي كه اطراف گردن آمپول است محلي است كه بدون استفاده از تيغ اره و به آساني شكسته مي‌شود. در صورتي كه آمپول خط رنگي نداشته باشد پرستار بايد از تيغ اره استفاده كند، در هنگام كشيدن مايع آمپول پرستار بايد دقت لازم را رعايت تكنيك آسپتيك بكند و دقت نمايد كه نوك سوزن با سطح خارجي آمپول تماس پيدا نكند. كشيدن مايع بداخل سرنگ به آساني صورت مي‌گيرد.
2ـ ويال‌ها:  ويال‌ها ظرف هاي شيشه‌اي يك دوزي يا چند دوزي هستند. يك درپوش لاستيكي در قسمت بالا دارند . اين قسمت پلاستيكي قبل از مصرف بر ميله يك روپوش فلزي پوشيده شده است ويال‌ها ممكنست شكل جامد يا مايع دارو را داشته باشند. داروهايي كه در صورت محلول ماندن خواص خود را از دست مي‌دهند بصورت پودر ويال قرار مي‌گيرند. اتيكتهاي ويال‌ها نوع حلال و مقدار آنرا مشخص مي‌كنند.
نرمال سالين و آب مقطر استريل حلالهايي  هستند كه بطور معمول در حل كردن ويال‌ها استفاده مي‌شوند. بر خلاف آمپول‌ها كه به آساني در سرنگ كشيده مي‌شوند ويال ها داراي سيستم بوده كه براي بهتر كشيدن مايع درون آن بايد اول مقداري  هوا بداخل آن با سرنگ وارد نمود. عدم وارد نمودن هوا به داخل ويال بعلت خلاء موجود بيرون كشيدن دارو را شكل مي‌كند
براي آماده كردن داروهايي كه بصورت پودرهستند پرستار حلال مورد نظر و مقدار آن را بر حسب برچسب ويال تهيه كرده و بداخل آن تزريق مي‌كنند. بعضي از پودرها به آساني در حلال ، حل مي‌شوند ولي گاهي لازمست كه براي بهتر حل شدن آن، سوزن را بيرون كشيده و آنرا كاملا مخلوط كرد.
عموما تكان دادن و چرخش ويال در حل كردن دارو مؤثر است. بعد از تهيه ويال‌هاي چند دوزي maltidose پرستار برچسبي تهيه كرده كه زمان تهيه و غلظت آن را در هر ميلي ليتر روي آن مشخص مي‌كنند .ويال ‌هاي چند دوزي معمولا احتياج به نگهداري در يخچال دارند.
 
 


انجام تزريقـات Administering   injections
هر راه تزريقي ، بسته به نوع بافتي كه تزريق در آن صورت مي‌گيرد بطور خاصي انجام مي‌شود ويژگيهاي بافتها ميزان جذب داروها و شروع اثر آنها را تحت تأثير قرار مي‌دهد و قبل
 از تزريق يك دارو ، پرستار بايد حجم دارو، خواص دارو (براي مثال مواد محرك ، غلظت) و موقعيت آناتوميكي محل تزريق را بداند (مثلا وضعيت عروق و اعصاب بزرگ). عدم توانايي يك پرستار در انجام تزريقات به نحو احسن، مي‌تواند نتايج معكوس داشته باشد. انتخاب نامناسب محل تزريق ممكنست باعث صدمه يا استخواني در آن ناحيه شود اگر پرستار قبل از تزريق مايع داخل عضله را آسپيره نكند امكان دارد كه سوزن بطور تصادفي در شريان ياوريد قرار گيرد و ايجاد اشكال نمايد. تزريق حجم زيادي از يك محلول باعث درد شديد ناحيه شده و ممكن است
 به ضايعه بافتني موضعي ختم شود. بسياري از بيماران بخصوص بچه‌ها از تزريقات مي‌ترسند . بعضي از بيماران مزمن ممكنست روزانه‌چند تزريق داشته باشند .
پرستار به چند طريق مي‌تواند ناراحتي بيمار را كاهش دهد.
1ـ انتخاب يك سوزن نوك تيز با طول و قطر مناسب.
2ـ انتخاب محل مناسب تزريق و استفاده از مناطق آناتوميك مناسب.
3ـ قبل از تزريق محل تزريق را يخ بگذاريد تا ايجاد بي حسي موضعي كند و از شدت درد بكاهد.
4ـ سوزن را به نرمي و سريع داخل بافت كنيد.
5ـ سرنگ را در حيني كه سوزن در بافت است نگهداريد.
6ـ براي كم كردن سفتي ، عضلات مريض را در وضعيت مناسب قرار دهيد.
7ـ توجه مريض را با صحبت كردن با او يا معطوف كردن فكرش به چيزهاي خوش آيند از تزريق برگردانيد.
8ـ محل تزريق را بعد از تزريق براي چند ثانيه ماساژ دهيد مگر ماساژ دادن ممنوع باشد


نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و نهم آبان 1390 توسط کیبورد
نام رشته : کارشناسی پیوسته ی اتاق عمل

Bachelor of science in surgical technology

رشته کارشناسی پیوسته اتاق عمل شاخه ای از علوم پزشکی است که طی این دوره دانشجویان با اصول جدید اتاق عمل و تکنولوژی های نوین جراحی در جراحی های تخصصی و فوق تخصصی آشنا شده و مراقبت و کمک به اداره بیمار را قبل،حین و بعد عمل می آموزند . دانش آموختگان این رشته عضوی از تیم بهداشتی درمان خواهند بود که به عنوان بخشی از تیم جراحی برای کمک به اجرای یک عمل جراحی با نتایج مطلوب در بخشهای اتاق عمل بیمارستان ، بخش های مداخله تشخیصی – درمانی و مراکز مراقبتی سیار ایفای نقش می نمایند.

 

تاریخچه ی رشته :

در سراسر دنیا برنامه اتاق عمل به دو صورت ارائه می شود : در حالت اول دانش آموختگان رشته ی کارشناسی پرستاری ( پس از کسب مدرک لیسانس) در یک دوره 1-2 ساله برای ورود به اتاق عمل آموزش می بینند. در حالت دوم دانشجویان در مقطع کاردانی آموزش های عمومی دوره اتاق عمل  را می گذرانند و برای ایفای نقش به عنوان فرد سیار و اسکراب آماده می شوند و سپس در صورت تمایل در یک دوره ی 5/1-5/2 ساله برای ایفای نقش به عنوان کمک اول جراح آماده می شوند.

به عنوان مثال با نگاهی به انجمن پرستاران دانشگاه کارولینسکا مشخص می شود که پرستاران پس از طی دوره کارشناسی و اخذ پروانه کار بع صورت RN ، می توانند با گذراندن یک دوره دانشگاهی مصوب به مدت 45 هفته ( تقریبا یکسال ) مدرک تحصیلی اطاق عمل دریافت نموده و به عنوان یک فرد با تجربه در اطاق عمل مشغول به کار گردند.

و یا در کالج پرستاران اطاق عمل استرالیا،پرستاران پس از دوره کارشناسی و اخذ پروانه کار به صورت RN می توانند طی یک دوره دانشگاهی مصوب با گذراندن 27 موضوع درسی به صورت پرستار متخصص قبل،حین و بعد از عمل  در نقش های پرستار بیهوشی ، پرستار سیرکولیت ، پرستار ثبت ، پرستار تجهیزات ، کمک جراح ، پرستار ریکاوری و بعد از عمل و پرستار بررسی و شناخت و آموزش به بیمار قبل  از عمل فعالیت کنند.

نطری براستاندارد های مراقبت از بیماران در انجمن پرستاران اتاق عمل آمریکا نیز نشان می دهد که دانشجویان دوره های تکنسین اتاق عمل می توانند تا دوره های تخصصی بالاتر ادامه تحصیل دهند . با ذکر این نکته که افراد هر دوره ای شرح وظایف خاص خود را دارند  و نقش افرادی که دوره تخصصی را طی کرده اند با تکنسین اتاق عمل تفاوت دارد .

با نگاهی بر استانداردهای مراقبت از بیمار در انجمن پرستاران اتاق عمل امریکا نی. نشان می دهد که دانشجویان دوره های تکنسین اتاق عمل می توانند تا دوره های تخصصی بالاتر ادامه تحصیل دهند.با ذکر این نکته که افراد هر دوره ای شرح وظایف خاص خود را دارند و نقش افرادی که دوره تخصصی را طی کرده اند با تکنسین اطاق عمل تفاوت دارند .

با نگاهی به استاندارد های انجمن تکنولوژیست های جراحی (AST) نیز مشاهده می شود که افراد شاغل در اتاق عمل دارای مدارک متقاوتی می باشند  به عنوان مثال تکنولوژیست های جراحی برای ایفای نقش اسکراب در سه سطح 1-2-3 آموزش می بینند.

در سطح اول فرد در عمل های عمومی وارد می شود در سطح دوم می تواند در عمل های تخصصی تر ایفای نقش نماید و در سطح سوم فرد در حوزه ی مدیریت نیز وارد می گردد.

مطابق استاندارد های این نجمن « کمک های اول جراحان» نیز در 3 سطح پایه عمومی و تخصصی فعالیت می کنند که « کمک کردن جراح » می تواند یک پزشک ، یک پرستار دوره دیده اتاق عمل ( پرستار با مدرک RN که دوره ی اتاق عمل را گذرانده ) و یا یک تکنولوژیست جراحی که یک دوره آموزش اضافه ( 5/1-5/2 ساله) گذرانده است و دارای مجوز کار و مدرک برای ایفای نقش کمک اول جراح است ، باشد این انجمن که توسط دانشکده جراحان آمریکا (ACS) ، انجمن بیمارتان های امریکا (AHA) ، انجمن پرستاران اتاق عمل (AORN) ، پایه گذاری شده ، نیز در پیشنهادات خود اعلام نموده که برای تکنسین های جراحی دوره های مقدماتی ، حداقل مدرک فوق دیپلم و برای دوره های پیشرفته ، و نیز « کمک های اول جراح» کسب مدرک لیسانس ضرورت دارد

رشته اتاق عمل در ایران در مقطع کاردانی بین سال های 1366 -1380 در دانشکده های مختلف سطح کشور راه اندازی گردید . این رشته در دانشکده های پیراپزشکی و یا پرستاری به دانشجویان ارائه می گردد. در این دانشکده گروه اتاق عمل متلوی اداره ی دانشجویان در رشته کاردانی اتاق عمل می باشد .

 

منبع:www.saor.tk



نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و ششم آبان 1390 توسط کیبورد

دیباچه: بسیاری از مردم و از جمله تعداد قابل توجهی از داوطلبان آزمون سراسری شناخت صحیحی از رشته داروسازی ندارند. آنها نمی‌دانند که شغل فارغ‌التحصیل داروسازی، دارو فروشی نیست و حتی هدف این رشته نیز فقط تربیت داروساز نمی‌باشد. چرا که داروسازی تنها یکی از تخصص‌های فارغ‌التحصیل این رشته است. باید دانست که در علم‌ پزشکی‌ برای‌ مداوای‌ یک‌ بیمار، روش‌های‌ متعددی‌ از جمله‌ دارو درمانی‌، جراحی‌ و روان‌ درمانی‌ وجود دارد. که‌ در این‌ میان‌ دارو درمانی‌ به‌ عنوان‌ متداول‌ترین‌ شیوه‌ در تمام‌ دنیا شایع‌ است و رشته‌ داروسازی‌، رشته‌ای‌ است‌ که‌ در همین‌ زمینه‌ با بیماران‌ و مردم‌ مرتبط‌ می‌گردد. همچنین‌ یک‌ داروساز در صورت‌ ناموفق‌ بودن‌ رژیم‌ دارو درمانی‌ باید علل‌ عدم‌ موفقیت‌ را بررسی‌ کند. از همین‌ رو می‌توان‌ گفت‌ رشته‌ داروسازی‌ بخشی‌ از علوم‌ پزشکی‌ است‌ که‌ در رابطه‌ با تولید و ساخت‌ دارو، بررسی‌ وضعیت‌ دارو در بدن‌ انسان‌ و موجودات‌ زنده‌ و میزان‌ تأثیر دارو در سلامت‌ جامعه‌ و کم‌ کردن‌ بحران‌های‌ بیماری‌زا نقش‌ ایفا می‌کند.


به‌ عبارت‌ دیگر رشته‌ داروسازی‌ به‌ شناخت‌ ماده‌ مؤثر، فرموله‌ کردن‌ این‌ ماده‌ (تبدیل‌ ماده‌ مؤثر به‌ فرمی‌ که‌ قابل‌ مصرف‌ برای‌ بیمار باشد مثل‌ قرص‌، کپسول‌، شربت‌ یا استفاده‌ از روش‌های‌ تزریقی‌) و بررسی‌ اثرات‌ دارو بر بدن‌ بیمار می‌پردازد.شاید جالب باشد که بدانید حدود 30 تا 50 درصد علت ناموفق شیوه مداوای یک بیمار، به دارو مربوط می‌شود؛ یعنی کیفیت دارو، انتخاب نوع‌دارو و نحوه استفاده از دارو (این که بیمار دارو را با چه مواد غذایی یا دارو‌های دیگر استفاده کرده است) می‌تواند اثر دارو را تضعیف کند. و این وظیفه یک داروساز است که علت را تشخیص دهد و در این زمینه پزشک معالج را راهنمایی کند.


توانایی‌های‌ لازم :

داروسازی‌ تلفیقی‌ از علوم‌ پایه‌ و بالینی‌ است‌ و به‌ همین‌ دلیل‌ توانمندی‌ در دروس‌ فیزیک‌، شیمی‌ و زیست‌شناسی‌ برای‌ این‌ رشته‌ ضروری‌ است‌. همچنین‌ دانشجوی‌ این‌ رشته‌ برای‌ ارائه‌ خدمات‌ به‌ بیماران‌ باید بتواند با افراد به درستی‌ ارتباط‌ برقرار کرده‌ و خوب‌ صحبت‌ کند و در ضمن‌ فردی‌ سخت‌کوش‌ و جدی‌ باشد چون‌ دروس‌ این‌ رشته‌ بسیار فراگیر و متنوع‌ بوده‌ و هم‌ جنبه‌ حفظی‌ و هم‌ جنبه‌ تحلیلی‌ دارد و در نتیجه‌ به‌ همت‌ و تلاش‌ قابل‌ توجه‌ نیازمند است‌.


موقعیت‌ شغلی‌ در ایران‌ :

حدود 90 درصد فارغ‌التحصیلان‌ این‌ رشته‌ جذب‌ بازار کار می‌شوند که‌ از این‌ میان‌ بیش‌ از 80 درصد جذب‌ داروخانه‌ها و مابقی‌ در صنایع‌ داروسازی‌ (صنعت‌ ساخت‌ و کنترل‌ دارو) و کارخانه‌های‌ آرایشی‌ ـ بهداشتی‌ مشغول‌ به‌ کار می‌شوند یا در کارهای‌ اجرایی‌ وزارت‌ بهداشت‌، درمان‌ و آموزش‌ پزشکی‌ فعالیت‌ می‌کنند. از سوی‌ دیگر در حال‌ حاضر حدود 97 درصد داروهای‌ مورد نیاز کشور (از نظر عددی‌) در کارخانه‌های‌ متعدد داروسازی‌ داخل‌ کشور ساخته‌ می‌شود و بدون‌ شک‌ این کارخانه‌ها به‌ کارشناسان‌ داروسازی‌ نیاز دارند. این‌ در حالی‌ است‌ که‌ اکثر کارخانه‌های‌ داروسازی‌ کشور دارای‌ واحدی‌ به‌ نام‌ واحد تحقیقات‌ هستند و امکان‌ فعالیت‌های‌ تحقیقاتی‌ برای‌ فارغ‌التحصیلان‌ علاقه‌مند مهیا است.


درس‌های‌ این‌ رشته‌ در طول‌ تحصیل :

دروس‌ پایه‌:

بیولوژی‌ نظری‌، فیزیک‌ نظری‌، ریاضیات‌ پایه‌ و مقدمات‌ آمار، شیمی‌ عمومی‌، بیوشیمی‌ ، فیزیولوژی‌ ، شیمی‌ آلی‌ ، تشریح‌، اصول‌ خدمات‌ بهداشتی‌،آمار حیاتی‌، شیمی‌ تجزیه‌، میکروب‌شناسی‌ نظری‌ و عملی‌، انگل‌شناسی‌ و قارچ‌شناسی‌، ایمونولوژی‌، کمک‌های‌ اولیه‌، کامپیوتر.


دروس‌ تخصصی‌:

گیاه‌شناسی‌ دارویی‌، اشکال‌ دارویی‌، تغذیه‌ و رژیم‌ درمانی‌، مواد خوراکی‌ نظری‌، مدیریت‌ در داروسازی‌، درمان‌شناسی‌، اطلاعات‌ دارویی‌، شیمی‌ دارویی‌، فارماکولوژی‌، مفردات‌ پزشکی‌ ، فرآورده‌های‌ دارویی‌ بیولوژیکی‌، فیزیکال‌ فارماسی‌، روش‌های‌ دستگاهی‌، سم‌شناسی‌ ، بیوفارماسی‌، داروسازی‌ صنعتی‌ ، کنترل‌ میکروبی‌ دارویی‌ ، کارآموزی‌ صنعت‌، زبان‌ تخصصی‌، مقدمات‌ داروسازی‌، گیاه‌شناسی‌ داروسازی‌، کارآموزی‌ داروخانه‌. (بیشتر درس‌های‌ این‌ رشته‌ همراه‌ با آزمایشگاه‌ ارائه‌ می‌شود).

معرفی رشته داروسازی

- 62,237 بازدید

توسط : مدیر

۳۱ تیر , ۱۳۸۸

بسیاری از مردم و از جمله تعداد قابل توجهی از داوطلبان آزمون سراسری شناخت صحیحی از رشته داروسازی ندارند. آنها نمی‌دانند که شغل فارغ‌التحصیل داروسازی، دارو فروشی نیست و حتی هدف این رشته نیز فقط تربیت داروساز نمی‌باشد. چرا که داروسازی تنها یکی از تخصص‌های فارغ‌التحصیل این رشته است.
باید دانست که در علم‌ پزشکی‌ برای‌ مداوای‌ یک‌ بیمار، روش‌های‌ متعددی‌ از جمله‌ دارو درمانی‌، جراحی‌ و روان‌ درمانی‌ وجود دارد که‌ در این‌ میان‌ دارو درمانی‌ به‌ عنوان‌ متداول‌ترین‌ شیوه‌ در تمام‌ دنیا شایع‌ است و رشته‌ داروسازی‌، رشته‌ای‌ است‌ که‌ در همین‌ زمینه‌ با بیماران‌ و مردم‌ مرتبط‌ می‌گردد. همچنین‌ یک‌ داروساز در صورت‌ ناموفق‌ بودن‌ رژیم‌ دارو درمانی‌ باید علل‌ عدم‌ موفقیت‌ را بررسی‌ کند. از همین‌ رو می‌توان‌ گفت‌ رشته‌ داروسازی‌ بخشی‌ از علوم‌ پزشکی‌ است‌ که‌ در رابطه‌ با تولید و ساخت‌ دارو، بررسی‌ وضعیت‌ دارو در بدن‌ انسان‌ و موجودات‌ زنده‌ و میزان‌ تأثیر دارو در سلامت‌ جامعه‌ و کم‌ کردن‌ بحران‌های‌ بیماری‌زا نقش‌ ایفا می‌کند. به‌ عبارت‌ دیگر رشته‌ داروسازی‌ به‌ شناخت‌ ماده‌ مؤثر، فرموله‌ کردن‌ این‌ ماده‌ (تبدیل‌ ماده‌ مؤثر به‌ فرمی‌ که‌ قابل‌ مصرف‌ برای‌ بیمار باشد مثل‌ قرص‌، کپسول‌، شربت‌ یا استفاده‌ از روش‌های‌ تزریقی‌) و بررسی‌ اثرات‌ دارو بر بدن‌ بیمار می‌پردازد.
شاید جالب باشد که بدانید حدود ۳۰ تا ۵۰ درصد علت ناموفق شیوه مداوای یک بیمار، به دارو مربوط می‌شود؛ یعنی کیفیت دارو، انتخاب نوع‌دارو و نحوه استفاده از دارو (این که بیمار دارو را با چه مواد غذایی یا دارو‌های دیگر استفاده کرده است) می‌تواند اثر دارو را تضعیف کند. و این وظیفه یک داروساز است که علت را تشخیص دهد و در این زمینه پزشک معالج را راهنمایی کند.

داروسازی‌ تلفیقی‌ از علوم‌ پایه‌ و بالینی‌ است‌ و به‌ همین‌ دلیل‌ توانمندی‌ در دروس‌ فیزیک‌، شیمی‌ و زیست‌شناسی‌ برای‌ این‌ رشته‌ ضروری‌ است‌. همچنین‌ دانشجوی‌ این‌ رشته‌ برای‌ ارائه‌ خدمات‌ به‌ بیماران‌ باید بتواند با افراد به درستی‌ ارتباط‌ برقرار کرده‌ و خوب‌ صحبت‌ کند و در ضمن‌ فردی‌سخت‌کوش‌ و جدی‌ باشد چون‌ دروس‌ این‌ رشته‌ بسیار فراگیر و متنوع‌ بوده‌ و هم‌ جنبه‌ حفظی‌ و هم‌ جنبه‌ تحلیلی‌ دارد و در نتیجه‌ به‌ همت‌ و تلاش‌ قابل‌ توجه‌ نیازمند است‌.

حدود ۹۰ درصد فارغ‌التحصیلان‌ این‌ رشته‌ جذب‌ بازار کار می‌شوند که‌ از این‌ میان‌ بیش‌ از ۸۰ درصد جذب‌ داروخانه‌ها و مابقی‌ در صنایع‌ داروسازی‌ (صنعت‌ ساخت‌ و کنترل‌ دارو) و کارخانه‌های‌ آرایشی‌ ـ بهداشتی‌ مشغول‌ به‌ کار می‌شوند یا در کارهای‌ اجرایی‌ وزارت‌ بهداشت‌، درمان‌ و آموزش‌ پزشکی‌ فعالیت‌ می‌کنند. از سوی‌ دیگر در حال‌ حاضر حدود ۹۷ درصد داروهای‌ مورد نیاز کشور (از نظر عددی‌) در کارخانه‌های‌ متعدد داروسازی‌ داخل‌ کشور ساخته‌ می‌شود و بدون‌ شک‌ این کارخانه‌ها به‌ کارشناسان‌ داروسازی‌ نیاز دارند. این‌ در حالی‌ است‌ که‌ اکثر کارخانه‌های‌ داروسازی‌ کشور دارای‌ واحدی‌ به‌ نام‌ واحد تحقیقات‌ هستند و امکان‌ فعالیت‌های‌ تحقیقاتی‌ برای‌ فارغ‌التحصیلان‌ علاقه‌مند مهیا است.

درس‌های‌ رشته داروسازی در طول‌ تحصیل‌:

دروس‌ پایه‌:

بیولوژی‌ نظری‌، فیزیک‌ نظری‌، ریاضیات‌ پایه‌ و مقدمات‌ آمار، شیمی‌ عمومی‌، بیوشیمی‌ ، فیزیولوژی‌ ، شیمی‌ آلی‌ ، تشریح‌، اصول‌ خدمات‌ بهداشتی‌،آمار حیاتی‌، شیمی‌ تجزیه‌، میکروب‌شناسی‌ نظری‌ و عملی‌، انگل‌شناسی‌ و قارچ‌شناسی‌، ایمونولوژی‌، کمک‌های‌ اولیه‌، کامپیوتر.

دروس‌ تخصصی‌:

گیاه‌شناسی‌ دارویی‌، اشکال‌ دارویی‌، تغذیه‌ و رژیم‌ درمانی‌، مواد خوراکی‌ نظری‌، مدیریت‌ در داروسازی‌، درمان‌شناسی‌، اطلاعات‌ دارویی‌، شیمی‌ دارویی‌، فارماکولوژی‌، مفردات‌ پزشکی‌ ، فرآورده‌های‌ دارویی‌ بیولوژیکی‌، فیزیکال‌ فارماسی‌، روش‌های‌ دستگاهی‌، سم‌شناسی‌ ، بیوفارماسی‌، داروسازی‌ صنعتی‌ ، کنترل‌ میکروبی‌ دارویی‌ ، کارآموزی‌ صنعت‌، زبان‌ تخصصی‌، مقدمات‌ داروسازی‌، گیاه‌شناسی‌ داروسازی‌، کارآموزی‌ داروخانه‌. (بیشتر درس‌های‌ این‌ رشته‌‌ همراه‌ با آزمایشگاه‌ ارائه‌ می‌شود).

دانشگاه‌های پذیرنده رشته داروسازی:

دانشگاههای علوم پزشکی و خدمات بهداشتی ـ درمانی اصفهان، اهواز، تبریز، تهران، شهید بهشتی ـ تهران، شیراز، کرمان، کرمانشاه، مازندران ـ ساری ، مشهد.

مقاطع تحصیلی: دکترای حرفه‌ای

دوره‌ها: روزانه

نام و تعریف رشته:

رشته دکترای عمومی داروسازی Doctor of Pharmacy Pharm. D شاخه ای از علوم پزشکی است که به منظور رفع نیاز های خدمات داروئی جامعه در سازمان های مرتبط با دارو تاسیس شده است.

تاریخچه رشته و پیشرفت های جدید:

با توجه به نیاز بشر به درمان بیماری ها و همچنین پیشرفت علم شیمی و بیولوژی و همچنین ارتباط تنگا تنگ علوم مختلف و همچنین گشوده شدن عرصه برای ارائه روش های جدید درمانی بااستفاده از دارو های جدیدتر و موثر تر رشته داروسازی از ابتدای قرن بیستم به عنوان یک رشته مستقل مطرخ گردید که این امر در ایران با استقلال این رشته از رشته پزشکی و تاسیس دانشکده داروسازی در سال ۱۳۱۳ در دانشگاه تهران محقق گردید. به مرور زمان و با توجه به نیاز کشور به استفاده از خدمات داروسازان و همچنین احساس ضرورت بر تدوین برنامه های تحصیلی این رشته، دانشکده های داروسازی دیگری در تبریز، اصفهان، مشهد، اهوازو سپس شهید بهشتی، کرمان، شیراز، ساری و کرمانشاه تاسیس گردید. همچنین برنامه رشته داروسازی به صورت مدون در سال ۱۳۶۱ توسط شورای انقلاب فرهنگی ارائه که این برنامه با کمی تغییر در سال ۱۳۶۷ بازنگری گردیده است. امروزه علاوه بر تاسیس دانشکده های داروسازی هر دانشکده به لحاظ رشد و تحولات عظیم علمی اقدام به تاسیس مراکز تحقیقاتی و همچنین با توجه به نیاز جامعه به خدمات تخصصی تر اقدام به تاسیس و را ه اندازی رشته های تخصصی نموده است.

فلسفه تدوین برنامه ( ارزشها و باورها ):

حفظ سلامت انسان و محیط زندگی وی از حقوق اصلی او محسوب می شود و در رشته داروسازی نیز با توجه به کاربردهای تعیین کننده آن در تامین سلامت جامعه در راستای تحقق عدالت اجتماعی، بر مد نظر گرفتن این حق اساسی تاکید می شود . دانشمندان مسلمان و ایرانی در شناخت محیط زندگی و داروها پیشقدم بوده اند و دراین برنامه بر روح حاکم بر فرهنگ غنی ملی در زمینه های اقلیم شناسی و جنبه های اخلاقی بخصوص اخلاق پزشکی تاکید دارد. همچنین از نیازهای اساسی انسانها تمایل به رشد و تعالی است و انسانها فطرتا طالب شناخت بهتر خلقت هستند . لذا دراین برنامه بر افزودن اطلاعات ، ایجاد نگرشهای لازم و تقویت جنبه پژوهشگری و دستیابی به نهانهای خلقت توجه می شود و سعی می گردد با بکار گیری شیوه های جدید و قدیم تعلیم و تربیت در جهت افزایش قدرت تفکر ، استقلال ، تصمیم گیری و افزایش توان حرفه ای فراگیرندگان با توجه به نیازهای جامعه و اولویت های ملی با بهره گیری از فراگیری مداوم گام برداشته شود.

رسالت (Mission):

ماموریت اصلی تربیت دانش آموختگانی است که می توانند در نظام های بهداشتی و تامین سلامت و آموزشی ، پژوهشی ، برنامه ریزی و خدماتی مربوط به داروها انجام وظیفه کنند با تربیت این نیروها تامین سلامتی پیشرفت خواهد داشت . همچنین با استفاده از متدها و تکنیکهای جدید ساخت دارو و ارائه مشاوره به تشخیص درمان و پیش گیری از بیماری ها کمک می شود. بطور کلی این رشته بر خلاقیت ، نوآوری ، کارگروهی و اخلاق حرفه ای نیز تاکید دارد.

چشم انداز (Vision):

در یک دنیای درحال تغییر و. تحول و پیشرفت ، دانش آموخته داروسازی نقش موثر و کارآمدی در ارتقای سطح علمی در مقطع آموزش و پژوهش و پاسخ گویی به نیازهای در حال تحول خدمات بهداشتی جامعه را با همکاری سایر متخصصین گروه پزشکی خواهند داشت . امید می رود با اجرای موفق این برنامه آموزشی سطح علمی در این رشته ارتقا یافته و در حد استانداردهای بین المللی باشد و کشور و جامعه را با پیشرفت های علمی دنیا هماهنگ نماید. مطابق استانداردهای بین المللی ، دکتر داروساز باید جایگاه های واقعی خود را در حلقه درمان جامعه کسب نماید . لذا امید می رود که این رشته بتواند لااقل در ده سال آینده جایگاه واقعی خود را از لحاظ رفع نیازهای حرف وابسته در سطح ملی و حتی بین المللی کسب نماید.

اهداف کلی (Aims):

از دانش آموختگان این رشته انتظار می رود اطلاعات عمومی کافی در جنبه های مختلف علوم دارویی داشته و نیازهای جامعه را در این ارتباط حل نماید . اهداف کلی این رشته عبارتند از :

الف- برآوردن نیازهای عمومی آموزشی و پژوهشی برای فهم بهتر علم داروسازی وعوامل مرتبط با این علم

ب- آشنایی با پژوهش های علمی و عملی در حیطه علوم دارویی

ج) افزایش مهارت ها و آگاهی ها در خصوص

- شناخت کامل خصوصیات داروهای موجود در فارماکوپه داروئی

- توانایی اداره داروخانه های عمومی و تخصصی و راهنمایی بیماران و مشاوره پزشکان در استفاده درست از داروها

- ساخت داروها و مواد آرایشی بهداشتی در حد داروخانه

- ساخت داروها و مواد آرایشی بهداشتی در صنعت

- کنترل کمی و کیفی داروها و مواد غذایی و آرایش بهداشتی

- پیشگیری از سمیت و عوارض جانبی داروها و اطلاع رسانی داروها

- آشنایی با مراجع و رفرانس های داروسازی و علوم دارویی

- توان شناخت و برنامه ریزی برای حل مسائل مرتبط با دارو و سلامت در سطح ملی

- فرهنگ ها و عقائد جوامع گوناگون

- امور پژوهشی و آموزشی محیط پیرامون خویش

- تحکیم اخلاق حرفه ای

نقش های دانش آموختگان رشته داروسازی عبارتند از :

۱) خدماتی

۲) مدیریتی

۳) مشاوره ای و آموزشی

۴) پژوهشی

وظایف حرفه ای دانش آموختگان:

درنقش خدماتی می توانند در:

۱) داروخانه شهری به عنوان مسئول که بر حسن اجرای امور نسخه پیچی و راهنمائی متقاضیان خدمات داروئی نظارت دارد، ارائه خدمات نماید.

۲) داروخانه بیمارستانی به عنوان مسئول فنی که بر حسن اجرای امور نسخه پیچی و تامین داروهای بخش های مختلف بیمارستان و راهنمائی متقاضیان خدمات داروئی نظارت دارد، ارائه خدمت نمایند.

در نقش مشاوره ای و آموزشی می توانند:

۱) در داروخانه اعم از شهری و بیمارستانی در انتخاب و مصرف صحیح داروها به بیماران و پزشکان کمک نمایند

۲) با ارائه اطلاعات صحیح به پزشک و بیمار باعث کاهش عوارض سمی و جانبی داروها گردد.

درنقش مدیریتی می توانند:

۱) در سازمانها و موسسات داروئی به عنوان مدیر فعالیت نماید

۲) در کلیه امور مربوط به دارو اعم از ارتباط با کارخانه های داروسازی یا دیگر مراکز تولید دارو ، و شبکه های بهداشتی در سطح اجرائی و نظارتی ارائه خدمات نمایند

۳) در کارخانه های داروسازی بر ساخت و کنترل داروها به عنوان مسئول فنی نظارت نمایند.

در نقش پژوهشی می توانند:

۱) با توجه به اهداف رشته، با مطالعه پیرامونی در خصوص الگوی مصرف دارو و نوع بیماری ها منطقه فعالیت به افزایش سطح آگاهی پزشکان در آن منطقه مشخص کمک نماید.

۲) در بخش های پژوهشی شامل مراکز تحقیقاتی و همچنین تحقیق و توسعه کارخانه های داروسازی ارائه خدمات نماید.

استراتژیهای تدوین برنامه:

این برنامه مبتنی است براستراتژی تلفیقی ( دانشجو یا استاد محوری بر حسب نوع درس و شرایط ) ، استفاده از فنون جدید یادگیری و یاددهی و پژوهش ، آموزش در محیط کار واقعی ، تحلیل وظایف حرفه ای آینده شناخت علوم و ابزارها و تکنیکهای تخصصی جدید.

همچنین در این برنامه بر حسب شرایط از فنونی نظیر کار و تمرین عملی در محیط آزمایشگاه و فیلد ، کار در گروههای کوچک ، طرح و حل مسئله ، شیوه های آموزشی Modular و خودآموزی ، استفاده از کامپیوتر ، سخنرانی ، ارائه سمینار و فعالیت های آموزشی نظری توسط فراگیرنده demonstration و evidence based approachکه بیشتر در بخش آموزشهای بالینی و کارورزی ها بکار می رود استفاده خواهد شد.

شرایط و نحوه پذیرش دانشجو:

پذیرش دانشجو از طریق آزمون سراسری و به صورت متمرکز خواهد بود

رشته های مشابه رشته داروسازی در خارج از کشور:

این رشته در مقاطع مختلف اعم از لیسانس فوق لیسانس و دکتری در خارج از کشور وجود دارد

مشخصات دوره دکتری عمومی داروسازی:

طول دوره تحصیل :

حداقل طول دوره دکتری داروسازی ۵/۵ سال می باشد.

مرحله اول : دروس عمومی و اختصاصی علوم پایه

مرحله دوم : دروس اختصاصی داروسازی ، کارآموزی کاراموزی در عرصه ، پایان نامه

در پایان مرحله اول، امتحان جامع علوم پایه برگزار می شود و قبولی درامتحان جامع شرط ورود به دوره های بعدی می باشد

تعداد کل واحدهای درسی : ۲۰۹ واحد

واحدهای عمومی : ۲۲ واحد

واحد علوم پایه : ۵۸ واحد

واحدهای اختصاصی : ۱۲۹ واحد

وضعیت ادامه تحصیل در مقاطع بالاتر:

پس از اخذ مدرک دکترای عمومی دارو سازی به شرط داشتن معدل کل بالاتر از ۱۵، دانشجو می تواند در امتحان دوره تخصصی شرکت کند. دانشجویان پذیرفته شده در دوره تخصصی بسته به گرایش تحصیلی خود،‌ واحدهای گوناگون و متنوع دیگری را (تقریبا ۴۰ واحد) در سطح پیشرفته و تخصصی می گذرانند که بخش عمده آن پایان نامه تخصصی است.

قبل از انتخاب پایان نامه تخصصی، دانشجو باید در امتحان جامع تخصصی که در سطح کشور برگزار می شود نمره قبولی را کسب نماید.

سر انجام پس از نگارش و دفاع از پایان نامه به اخذ مدرک دکترای تخصصی (P.h.D) نایل می آید.

رشته های تخصصی دارو سازی که در حال حاضر در داخل کشور ارایه می گردند عبارت است از: شیمی دارویی، دارو سازی ، مفردات پزشکی، رادیو فارماسی، فارماکولوژی، مواد خوراکی و آب شناسی، فرآورده های آرایشی و بهداشتی، دارو سازی بیمارستانی، فرآورده های بیولوژیک، زهر شناسی. علاوه بر رشته های یاد شده، فارغ التحصیلان رشته دارو سازی عمومی می توانند در تخصص های علوم پایه پزشکی نظیر: بیو شیمی، ‌انگل شناسی پزشکی، میکرب شناسی پزشکی، فیزیولوژی، آمار حیاتی، تغذیه، ایمونولوژی، ویروس شناسی و ژنتیک نیز شرکت نمایند.

در همین رابطه بخوانید:


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه یازدهم آبان 1390 توسط کیبورد
سلام .سلام .سلام

بالاخره تونستم با این همه درس یکم وقت خالی پیدا کنم....ازتون ممنونم که بهم سر میزنید منم تا میتونم بهتون سر میزنم...راستی از این شعر خیلی خوشم اومد نظر شما چیه؟؟؟؟

 

 

شاید روزگاری مرا فراموش کنی

شاید روزگاری فراموش شوی

ولی دل فراموش شده من

هیچ گاه فراموش نخواهد کرد،تو را که فراموشم کردی

هیچ گاه...

 

 

 


نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و سوم مهر 1390 توسط کیبورد

کسی بی خبر امد......مرا دست خودم داد......کسی مثل خودم غم....کسی مثل خودم شاد.....کسی مثل پرستو......در اندیشه پرواز.....کسی بسته و ازاد...اسیر قفسی باز..کسی خنده کسی غم.....کسی شادی و ماتم.....کسی ساده ........کسی صاف ...کسی درهمو بر هم.........کسی پرز ترانه.کسی مثل خودم لال....کسی سرخ و رسیده.کسی سبز و کسی کال........کسی مثل تو ای دوست.مرا یک شبه رویاند....کسی مرثیه اورد......برای دل من خواند..من از خواب پریدم.......شدم یک غذل زرد.......و یک شاعر غمگین.مرا زمزمه میکرد.


نوشته شده در تاريخ دوشنبه هجدهم مهر 1390 توسط کیبورد
سلام ..ممنون از حضورتان من به دلیل درسام خیلی نمیتونم اپ کنم این شمارمه هرکی خواست اس ام اس بده .با این که فکر نکنم کسی اس ام اس بده

۰۹۳۹۱۲۲۰۴۸۸


نوشته شده در تاريخ یکشنبه سوم مهر 1390 توسط کیبورد
 1. افزایش انرژی بدن

شما در بسیاری از مواقع بدون اینکه کاری انجام داده باشید احساس خستگی می کنید، علت این خستگی ممکن است کمبود آب بدن باشد. آب باعث انتقال اکسیژن و سایر مواد غذایی به سلول های بدن می شود و کمبود آن باعث اختلال در رسیدن این مواد به سلول ها می شود. اگر بدن شما به اندازه کافی پر آب باشد، قلب شما نیز مجبور نیست برای رساندن خون به نقاط مختلف بدن، با شدت بیشتری کار کند.

 2. حفظ تناسب اندام

اگر به دنبال کاهش وزن هستید، بدانید که آب باعث افزایش متابولیسم بدن می شود و باعث می شود احساس سیر بودن به شما دست دهد. بنابراین سعی کنید به جای نوشیدن نوشیدنی های پر کالری، آب بنوشید. همچنین چنانچه شما یک لیوان آب یخ بنوشید بدن شما بایستی این آب را گرم کند، در نتیجه مقداری از این گرمای مورد نیاز را از سوزاندن چربی ها به دست می آورد.

 3. کاهش استرس

۸۵ درصد بافت مغز را آب تشکیل می دهد. به هنگام تشنگی، بدن و مغز، برای انجام فعالیت های خود با فشار و استرس مواجه می شوند. برای کاهش سطح استرس، همیشه به هنگام کار یک لیوان آب بر روی میز خود داشته باشید و یا به هنگام ورزش، یک بطری آب به همراه داشته باشید تا با استرس کمتری به فعالیت بپردازید.

 4. جلوگیری از گرفتگی عضلات

نوشیدن آب باعث می شود که عضلات کمتر دچار گرفتگی شوند و اکسیژن رسانی کافی و پاک سازی سموم از آنها راحت تر انجام شود. همچنین آب بعنوان یک روان کننده در مفصل ها عمل می کند. هنگامی که بدن شما آب کافی داشته باشد، می توانید با قدرت بیشتر و با مدت زمان بیشتری کارهای بدنی را انجام دهید.

 5. تغذیه پوست

خطوط ریز و شیارهای پوست به هنگام کمبود آب، بیشتر و عمیق تر می شوند. نوشیدن آب باعث چاق تر شدن سلول های پوستی و کاهش چین و چروک و جوان کردن پوست می شود. همچنین آب باعث بهبود بخشیدن به جریان خون در پوست می شود و پوست را از وجود ناخالصی ها پاک می کند و امکان تغذیه بهتر پوست را فراهم می کند.

 6. بهبود کارکرد دستگاه گوارش

آب نیز همانند فیبرها باعث بهبود کارکرد دستگاه گوارش می شود. آب باعث تسهیل حرکت محتویات دستگاه گوارش در طول مسیر آن می شود. همچنین جذب بعضی از مواد معدنی از دستگاه گوارش با کمک مولکول های آب انجام پذیر است.

 7. کاهش خطر ابتلا به سنگ های کلیه و مثانه

با کاهش نوشیدن آب، خطر ابتلا به سنگ های مجرای ادراری افزایش می یابد. آب باعث رقیق کردن نمک ها و مواد معدنی موجود در ادرار می شود و مانع از تشکیل کریستال های سنگ های مجرای ادراری می شود. سنگ های کلیه و مثانه در ادرار رقیق نمی توانند شکل بگیرند، بنابراین خطر ابتلا به این عارضه های دردناک کاهش می یابد.

 زمان های صحیح آب خوردن

با زمانبندی صحیح آب خوردن اثر آن را در بدن خود بالا ببرید
دو لیوان آب (بعد از بیداری) کمک می کند به فعال کردن ارگان های داخلی
یک لیوان آب (30 دقیقه قبل از غذا) کمک می کند به هضم راحت غذا
یک لیوان آب (قبل از گرفتن حمام) کمک می کند به کاهش فشار خون
یک لیوان آب (قبل از خواب) به منظور جلوگیری از سکته مغزی یا حمله قلبی


.: Weblog Themes By Pichak :.


تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
قالب وبلاگقالب وبلاگ